تبليغاتX
در امتداد سکوت....

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

چند روزی است که وزیر امور خارجه آمریکا به خاورمیانه آمده تا به زعم خود راهی برای حل مسایل این منطقه بیابد. او که ابتدا به بغداد رفته بود تا از روند اوضاع در عراق سر و گوشی آب دهد و از فرماندهان آمریکایی بخواهد تا به هر طریق ممکن مقتدا صدر را گیر بیاورند و بر یافتن شواهد جدیدی علیه ایران سرعت بخشند بعد از ظهر روز یک شنبه راهی سرزمین های فلسطینی شد تا با سران اسراییل و رییس تشکیلات خودگردان دیدار و گفت و گو کند. نکته جالب در سفر اریس این است که این بار هم برای خرابکاری آمده است او که به هیچ وجه دلش نمی خواهد تا دولت وحدت ملی فلسطینی ها تشکیل شود می گوید باید این دولت اسراییل را به رسمیت بشناسسد تا ما هم بتوانیم به کمک های خودمان به آنها ادامه دهیم. در ادامه وزیر خارجه اسراییل می گوید دولت جدید حماس به هیچ عنوان تایید بین المللی ندارد و کسی آن را به رسمیت نمی شناسد.

هدف از این مقدمه چینی گفتن یک نکته است و آن هم دید غربی ها و حالا اسراییل از جامعه بین المللی است. آنها معتقدند جامعه جهانی و بین المللی فقط خودشان هستند و خارج از این حوزه هیچ کشوری قرار ندارد. در مورد برنامه هسته ای ایران هم موضوع به همین صورت است، کشورهای اروپایی به همراه امریکا و اسراییل از برنامه هسته ای ایران نگرانند و آن را خطری برای خود و قدرتشان می دانند ولی هنگامی که سخن می گویند بر این باورند که ایران باید نگرانی جامعه جهانی را برطرف کند. من نمی دانم از کی این تعریف در مورد جامعه جهانی اعمال می شود؟ و این که چند کشور نام جامعه جهانی را بر خود می گذارند و از ۱۹۲ عضو سازمان ملل ۱۶۰ تا از آنها را عوض هیچ هم نمی گیرند یعنی چه؟دنیای تک قطبی بر اساس کدام تعریف باید شکل بگیرد؟و....!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 17:16  توسط کریم جعفری  | 

در خبرهای این روز ها آنچه که بیشتر از همه نمود داشته باز هم مساله حمله آمریکا به ایران بوده است. امروز در روزنامه خبری به نقل از وزیر دفاع آمریکا شنیدم که ما قصدی برای حمله به ایران نداریم و این نکته را برای بار هزارم می گویم...... این سخن را وقتی شنیدم یاد ضرب المثلی افتادم که می گوید هر چه انکار بیشتر است اصرار بیشتر می شود... بگذارید ساده تر بگویم شده تا حالا به کسی تعارف کنید که بیا با ما غذا بخور ولی او در عین اینکه گرسنه است بنای تعارف متقابل را می گذارد و نمی آید و هر چه شما بیشتر اصرار می کنید  او بیشتر در حال تعارف قرار می گیرد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1385ساعت 23:20  توسط کریم جعفری  | 

رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا در كنفرانس امنيتي مونيخ با بيان اينكه تنها يك جنگ سرد كافي است به سخنان ولا‌ديمير پوتين كه در همان كنفرانس سران واشنگتن را به دليل سياست‌هاي يكجانبه‌گرايانه به شدت مورد انتقاد قرار داده بود، پاسخ داد.

گيتس به عنوان فردي آگاه به امور جهاني فراتر و گسترده‌تر از سلفش در وزارت دفاع آمريكا به امور نگاه مي‌كند و به همين علت است كه از سخنان پوتين تعبير به آغاز جنگ سرد دوم مي‌كند. او به خوبي آگاه است در شرايطي كه كشورش در بيشتر نقاط جهان به خصوص عراق و افغانستان خود را درگير كرده اگر بخواهد با يك روسيه فارغالبال و سرشار از انرژي وارد گود جنگ سرد ديگري شود، نمي‌تواند آن‌گونه كه بايد پاسخ دهد. اما پوتين كه تنها چند روز پس از ايراد سخن در مونيخ راهي خاورميانه شد، نشان داده كه قصد دارد در برابر يكه‌تازي‌هاي آمريكا و بي‌توجهي جورج بوش رئيس‌جمهور آن كشور به قوانين جهاني بيش از اين انعطاف به خرج ندهد. او به عنوان يك افسر آموزش‌ديده سازمان اطلا‌عاتي شوروي سابق قواعد بازي را خوب ياد گرفته و مي‌داند بايد از كجا بازي را شروع كند. امروز ولا‌ديمير پوتين با سفر به چند كشور عربي كه از هم‌پيمانان سرسخت آمريكا در خاورميانه به‌شمار مي‌روند مي‌خواهد يك بار ديگر بازي را شروع كند. اگر او در مقابل استقرار سيستم‌هاي ضدموشكي آمريكا در اروپاي‌شرقي به ايران سيستم‌هاي پيشرفته پدافند موشكي داده و ديگر تجهيزات نظامي را به ايران مي‌فروشد، در دوحه از امير قطر مي‌خواهد تا به همراه ديگر توليدكنندگان بزرگ گازي جهان يك اتحاديه گازي را تشكيل دهند، به پادشاه عربستان هم پيشنهاد مي‌كند تا در طرح‌هاي هسته‌اي كشورش شركت كند و حتي سيستم‌هاي تدافعي مورد نظر كشورش را در اختيار آنها قرار دهد. او در اردن نيز در ديدار با مقامات فلسطيني حمايت خود را از تشكيل كشور فلسطيني اعلا‌م مي‌كند. پيش از اين نيز سلا‌ح‌هاي ضد تانك روسي در جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان نقش‌آفريني كرده و حضور خود را به همه نشان داده بودند.

حال بايد ديد كه اين جنگ جديد تا كجا تداوم خواهد يافت، آيا آمريكا مي‌تواند باز هم با دادن امتيازات اقتصادي روس‌ها را از تداوم سياست خود منصرف كند؟ سفر پوتين و ميزان تاثيرگذاري آن مي‌تواند تمام معادلا‌ت آمريكايي‌ها در منطقه را به هم زند، روس‌ها پس از پشت سر گذاشتن يك دوره التهاب سياسي و اقتصادي امروز راحت‌تر و روان‌تر بازي مي‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 8:53  توسط کریم جعفری  | 

این سه چهار روز سرما خورده بودم یا به عبارت بهتر آنفلوانزای عربی!!!!! که امیدوارم هیچکس نگیره.... این عربها که خیرشون به ما نمی رسه و شرشون هم همیشه چون شمشیر داموکلس افراشته شده تا هر وقت بخواهند از پشت خنجر بزنند؛ آماده و مهیا باشند.

از پنج شنبه تا حالا چند اتفاق مهم در سطح منطقه افتاد که مهمترین آن امضای توافقنامه صلح میان فتح و حماس بود. در روزنامه پنج شنبه با تیتری تحت عنوان " آرزوهای اولمرت در مکه بر باد می رود " به موضوع پرداختم و در روز شنبه هم به توافق تاریخی!!! آنها اشاره کردم. روز دوشنبه قبل هم تحلیلی در این مورد داشتم که در روزنامه چاپ شد، اما چیزی که بنا به برخی دلایل و یا شاید همان منافع ملی نتوانستم بنویسم آن بود که در مکه امید های ایران هم  بر باد می رود..!!! شاید تعجب برانگیز باشد اما واقعیت دارد.... ایران بازنده بزرگ دعوای زرگری میان فتح و حماس بود..!!! باز هم شاید به زرگری بودن آن شک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 1:25  توسط کریم جعفری  | 

این دو خبر را امروز روی خبرگزاری ایسنا دیدم..... اولی در مورد عسلویه است و مشکلات پیش آمده در آنجا که تا سر باز نکند مشخص نمی شود و دومی هم مربوط می شود به نام نامی خلیج فارس که بازیچه عربها و غیر عربها شده است..... دلیل هر دوی آنها هم بی عرضگی مقامات کشورمان است چرا که به عقیده من به هیچ عنوان نمی توانند مسوولیت آنها را بر گرده مردم گذارند... سالهاست که من به عنوان یک بوشهری ترک وطن کرده از طریق دوستانم از این معضلات خبر دارم و می دانم که مسولان هم می دانند ولی هیچ گاه ندیدم که اقدامی در مورد انجام دهند... در مورد خلیج فارس هم اگر سخن بخواهم بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود... همین عربهایی که تا دیروز سوسمار می خوردند و برای انبانی از گندم نوکری پدربزرگ من را در بوشهر می کردند و برای شکار هوبره ای به التماس می افتاند کارشان به جایی رسیده که باید نام این خلیج زیبا را هم از ما بدزدند..... من نمی دانم فقط باید در مسایل دیگر به محکوم کردن بپردازیم و هنوز هم ......... واقعا نمی دانم!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 14:35  توسط کریم جعفری  | 

كميته تحقيق مجلس نمايندگان عراق در بيانيه‌اي در مورد رهبر گروه موسوم به سربازان آسمان كه در خلا‌ل عملياتي در شمال شهر نجف كشته شد، آورده است: او شهروند عراقي شيعي اي بود كه موسيقي را ترويج مي‌كرد و خود نيز بربط مي‌نواخت. شخصي كه آيت‌ا...‌العظمي سيدعلي سيستاني مرجع بلندپايه شيعه دستور دفن وي و يارانش را كه در اين درگيري كشته شدند، داده است.

اين دستور پس از آن صادر شد كه مقامات دولتي استان نجف در اين مورد از آيت‌ا... سيستاني استفتاء كردند. پس از آن بود كه كشته‌شدگان اين حادثه را در قطعه‌اي خاص در گورستان نجف دفن كردند. در بيانيه‌اي كه از طرف دفتر معاون اول پارلمان عراق، خالد العطيه صادر شده آمده است:

avareh58


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 9:34  توسط کریم جعفری  | 

يك سال از پيروزي جنبش مقاومت اسلا‌مي فلسطين، حماس مي‌گذرد؛ يك سالي كه به‌زعم بسياري از تحليلگران و كارشناسان مسائل منطقه براي مردم فلسطين دوراني از يك تجربه جديد بود، تجربه‌اي كه در آن بر اثر انتخابي آزاد و قانوني مجبور به قبول تحريم بايد شد، شايد تجربه‌اي تلخ كه برخي‌ها براي برنتابيدن پيروزي حماس، شهرهاي فلسطينينشين را به محل جنگ قدرت تبديل كرده‌اند.

پيش از اين ديده و شنيده بوديم كه اسرائيلي‌ها در حمله به مراكز فلسطيني و مردم آن از بدترين وسايل ممكن استفاده مي‌كنند و بيشترين خشونت‌ها را به كار مي‌برند اما فاجعه وقتي رخ مي‌نمايد كه دشمن از خانه‌ات بيرون باشد و خود مشغول خراب كردن خانه و كشتن افراد آن باشي. حكايت امروز فلسطين نيز همين است، دشمن در جايي ديگر مشغول تمرين است تا دوباره اشغالگري كند و تو به جاي سنگربندي و اتحاد به ويران كردن سنگرها و گسستن پيمان اتحاد سرگرم هستي.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 12:12  توسط کریم جعفری  | 

در نمایشگاه کتاب قاهره آنگونه که منابع عرب زبان نوشته اند میان ناشران سنی و شیعه درگیری به وجو آمده است. این درگیری میان یک ناشر هلندی عراقی الاصل که القضا شیعه نیز بوده با یک سنی رخ داده  که با دخالت پلیس نمایشگاه پایان گرفته است. فرد سنی با اعتراض نسبت به اقدام این عراقی که کتاب هایی در مدح آل رسول و مناقب آنها برای بینندگان عرضه کرده به درگیری تن به تن با وی پرداخت و خطاب به او گفته که با اجازه چه کسی و برای چه شما این گونه کتاب ها در نمایشگاه عرضه کرده اید؟ نمایشگاه کتاب قاهره که از آن به عنوان معتبرترین نمایشگاه کتاب در سطح دنیای عرب نام می برند در حالی محل نزاع شیعه و سنی قرار گرفته که چندی قبل هم در نمایشگاه خارطوم در قاهره میان آنها درگیری رخ نموده بود. در خارطوم وهابی ها با حمله به غرفه وابسته به دارالتقریب بین المذاهب ایران آن را مورد غارت قرار دادند و اگر نبود وساطت پلیس سودان چه بسا حضرات حاضر در نمایشگاه کتک مفصلی از وهابی ها که از قضا دست بزنی هم دارند خورده بودند.

اما منابع عربی می گویند شیعیان کتاب های خود را با تخفیف بسیار زیاد که گاه به مجانی بودن هم می رسد عرضه می کنند و در میان آنها ناشران ایرانی و لبنانی دست توانایی دارند، خارج از این نکات باید گفت که به دنبال ایجاد موج جدیدی علیه شیعیان در منطقه که سردمدار آن وهابی های عربستان هستند، حتا در عرصه رسانه هم فشار های زیادی بر آنها اعمال می شود.... به گونه ای که شبکه خبری العربیه در اقدامی تبلیغی با دعوت از آیت الله تسخیری رییس دار التقریب از وی در مورد مقبره منسوب به ابولولو می پرسد که در کاشان است و اینکه آیا ابو لولو کار خوبی کرده که امروز ایرانی برایش بارگاه ساخته اند و به زیارتش می روند؟ تسخیری بیچاره هم که جوابی ندارد می گوید ابو لولو که عمر را کشته مرتکب جرم شده است..؟؟؟ چونکه خلیفه مسلمین را کشته است.....!!!!!!! نمی خواهم ادامه دهم تنها می خواهم بگویم موج جدیدی که شروع شده تازه در اول راه است و هنوز مانده تا جوانب دیگر آن مشخص شود. اگر عرب ها بخواهند به همین راه ادامه دهند باید مطمئن بود که اتفاقی در شرف وقوع است... که آوای ناخوشی از ان به مشام می رسد.

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 17:17  توسط کریم جعفری  | 

روز گذشته يعني 10 بهمن ماه برابر بود با جشن سده. برخي از دوستان مي گفتند يادت نبود بنويسي تو که تاريخ خوانده اي؛ در جواب اين دوستانب بزرگوار بايد عرض کنم حق با شماست... من هم سده را که از نياکانمان بر جاي مانده پاس مي دارم اما بايد بگويم در اين چند روز آنقدر بر اثر  سر و صداها و مشکل اينترنت دچار دردسر شده ام که نگو و نپرس. به هر حال اميدوارم بر من ببخشايند دوستان که هم بايد جنبه دين را در نظر گرفت و هم مليت را. جشن سده هيچ دست کمي از جشن نوروز ندارد چرا که تمام اعياد و جشن هاي ايراني بر پايه اي استوار بوده و هر کدام از انها داراي فلسفه اي خاص هستند. باز هم تاکيد کي کنم بر ماست که همانگونه که در محرم براي امام حسين (ع) عزاداري مي کنيم و همانگونه که ميلاد رسول اکرم(ص) و تولد صاحب ذوالفقار را بزرگ مي داريم و شاديها مي کنيم بر سنت هاي پدرانمان نيز برويم و آنها را پاس بداريم. يادمان باشد که ما ايراني هستيم و بايد بر اين وجه خودمان تاکيد داشته باشيم.حفظ هويت مهمترين حربه اي است که امروزه ما با استفاده از آن مي توانيم خودمان را در منطقه آشوب زده خاورميانه حفظ کنيم، اينگونه بپنداريم که تمام جشن ها مال تمام ايراني هاست... فارس و ترک و عرب و لر و کرد و بلوچ و.... شيعه و سني و زردشتي و ارمني و يهودي ندارد... ما همه ايراني هستيم کم عقلي عده اي که تلاش دارند با استفاده از برخي حربه ها ايرانيت ما را زير سوال ببرند محکوم است؛ نسلي که امروز در ايران به بار نشسته بر خلاف آنهافکر مي کند تلاش کنيم در اين مرزها بمانيم، شاديهامان را گرامي بداريم و بر بزرگداشت هاي تاريخي ديني خود تامل و تفکر کنيم؛ همه پيامهایی با خود دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 0:8  توسط کریم جعفری  | 

امروز نهم بهمن ماه، برابر با نهم محرم الحرام است. سالروز شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) ساقی دشت کربلا و فرزند بزرگ مرد تاریخ اسلام علی (ع)، برادر سالار شهیدان حسین (ع) است. دارم افسوس می خورم گه چرا نتوانسته ام به بوشهر بروم و در مراسن عزاداری شرکت کنم؛ عزاداری تهران را اصلا نمی پسندم چرا که غیر از مردم آزاری چیز دیگری ندارد و فقط بر سر و سینه زدن است و بس. با طبلهای بزرگ و بلندگوهایی که دارند تا هفت کوچه آنورتر را هم آزار می دهند و افسوس از اینکه بخواهند دنبال فلسفه محرم باشند.... شنیده ام که در تهران 9000 هیئت عزاداری وجود دارد که هر کدام از آنها از دولت سه میلیون وام گرفته اند..!!! در خیابان ما چهار دسته و هیئت وجود دارد که نه تنها سر و صدایشان اذیت می کند بلکه از ساعت 9 تا 12 شب راه را هم بند می آورند.... من هر چه در فلسفه محرم فکر کرده ام ندیده و نشنیده ام که این راه و رسم پاسداشت نام اباعبدالله حسین و یاران پاکش باشد..... فلسفه عاشورا زنده نگه داشتن پاره ای از ارزش هاست که متاسفانه در جامعه امروز ایران خبری از آن نیست.....
به دوستی که همراه پدرش قصد رفتن به عزاداری را داشت گفتم – و در مباحث دینی و عقیدتی معتقد سرسختی است – به این مراسن برو ولی اندکی هم در این حادثه تلخ و غم انگیز که هیچگاه رنگ کهنگی به خود نمی گیرد هم فکر کن..... نگاهم کرد و گفت: فلانی تو که می دانی عقل ما به این چیزها قد نمی دهد پس چرا اذیت می کنی..!!! چیزی نگفتم ولی حالا که به رفتار مردم نگاه می کنم به خیلی چیزها پی می برم.. این آدم تحصیل کرده جامعه ما بود که پدرش هم صاحب نظر است؛ حالا چه انتظاری می توان از عامه داشت؟
اما من نوعی به عنوان یک مسلمان شیعه که تاریخ خوانده هر چه به این حادثه فکر می کنم برایم سوالات بیشتری مطرح می شود، امام حسین و یارانش در محرم سال 61 هجری غوغا کردند... تاریخ و بشریت را با هم شرمنده کردند.... ای کاش قشر فرصت طلب مداح که از راه نام این بزرگوار نان می خورند به جای داد و بیداد کردن و الکی اشک مردم را درآوردن کمی سواد داشتند و این حادثه را از ابعاد دیگری تفسیر و تبیین می کردند. آنچه در صحرای کربلا اتفاق افتاد بزرگی شرافت بود و رزالت قدرت... حضرت عباس را من باوفاترین برادر روی زمین می دانم..... شهامت عیاس کم از دلیری پدرش نداشت..... آنچه تاریخ قضاوت می کند زنده بودن جریانی است به مدت 14 قرن؛ اما صد افسوس که این جریان بر اثر فرصت طلبی عده ای دارد راه به بیراهه می برد. ای کاش کسانی می بودند تا حقیقت را بیان کنند... خدای بزرگ توفقیق زیارت تربت این پاکان را به همه دهد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 1:4  توسط کریم جعفری  | 

می خواستم مطلبی در مورد احتمال حمله آمریکا به ایران بنویسم که آیا چنین امری امکان رخ دادن دارد یا نه که با دیدن مطلبی از دبیر تحریریه روزنامه معروف الشرق الاوسط لندن تصمیمم عوض شد و می خواهم در این مورد طلبی بنویسم. از طارق حمید قبلا نوشته ام، این آقا متولد شهر مکه مکرمه است و ۴۰ سالی بیشتر دارد. در دانشگاه های عربستان سعودی درس خوانده و چون یک وهابی دو آتشه است خیلی زود راه ترقی را پیمود به گونه ای که امروز دبیر تحریریه الشرق الاوسط است و برای خودش موقعیتی دست و پا کرده است. این آقا بر اساس آموزه هایش مخالف سرسخت شیعه است و یقین دارم که برای رفتن به بهشتی که محمد بن عبدالوهاب وعده داده حاضر است شیعه کشی هم کند. اما آنچه برای وی در سطح منطقه مهم است و از خلال تمام نوشته های او هم می توان دریافت نابودی ایران است و تحقیر شیعیان. هر جا دستش برسد کمتر از فحش نمی دهد و اگر می توانست در مطالبش در روزنامه اش بد و بیراه هم می گفت. انی آقا که از دست سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان دل پر خونی دارد و از حامیان سرسخت دولت سنیوره است در آخرین مطلبش که امروز در روزنامه الشرق الاوسط چاپ کرده به دولت قطر خرده گرفته  که چرا حاضر است برای حزب الله روستایی را که در جنگ ۳۳ روزه توسط اسراییل نابود شده آباد کند اماحاضر نیست در کنفرانس پاریس ۳ یک دلار هم به دولت سنیوره کمک کند، در حالی که عربستان ۱/۱ میلیارد دلار کمک می کند و آمریکا ۸۹۰ میلیون دلار، بانک سرمایه گذاری اروپا۲۵۰/۱ میلیارد دلار و امارات عربی متحده هم ۳۰۰ میلیون دلار، در حالی که ایران به شدت به حزب الله کمک و از هر نظر این حزب را تقویت می کند. حمید به همین دلیل از قطر تشکر می کند که چرا به سنیوره کمک نکرده است.

قصد پاسخ گفتن به طارق حمید را ندارم ولی می خواهم بگویم که روزنامه نگاری حرفه ای عربی چگونه اسباب بازی برای پیشبرد سیاست های اعراب است، الشرق الاوسط که با سرمایه های عربستان در لندن و بیروت همزمان چاپ می شود یکی از این رزنامه هاست که هنوز نتوانسته راه مستقلی پیش گیرد و از زیر یوغ خاندان آل سعود بیرون آید، این روزنامه همچنان نه در سطح روزنامه ای حرفه ای و بی طرف بلکه گاه در سطح یک روزنامه محلی و آماتور ظاهر شده و به چاپ مطالبی محلی در مورد عربستان می پردازد مانند اینکه امیر شهر مکه به سلامتی از سفر درمانی خود باز گشته و در فلان فرودگاه مورد استقبال قرار گرفته است!!!!! حال از این روزنامه چه انتظاری دارید به جز این که افکار پان عربیسم را گسترش دهد؟ آیا شما فکر می کنید غیر از ایران کشور غیر عربی در خاورمیانه وجود دارد؟ اعرابی که در چهار جنگ از یک مشت یهودی مهاجر شکست خوردند معلوم است که در شرایط کنونی باید دست به دامان اربابان قدیمی خود یعنی انگلیس و ارباب جدید خود یعنی آمریکا شوند تا با ایران مقابله کنند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 9:30  توسط کریم جعفری  | 

پنج شنبه شب جشن یک سالگی روزنامه اعتماد ملی بود، در بالاترین نقطه تهران یعنی در محل دایره المعارف بزرگ اسلامی. در این یک سالی که گذشت با تمام تلخی و شیرینی ها، می توان گفت که شیرینی ها به تلخی ها بسیار چربید و من یکی توانستم در محیطی دیگر تجربه نوینی بیندوزم. بعضی از دوستان در مورد این جشن نوشتند و یا گفتند. زیاد نمی خواهم توضیح دهم شاید در لابلای مطالب نوشته شده در سایت ها بتوان حرف هایی که قصد داشتم بزنم و به دلایلی چند نخواهم زد  را هم بیابید. امیدوارم که روزنامه اعتماد ملی به همت بچه های خوبش چند ساله شود و نگذارد مملکت تک صدایی بماند. می خواستم از تمام کسانی که برای این مراسم زحمت کشیده بودند به خصوص از سید بزرگوار احمد موسوی بجنوردی که زحمت تهیه سالن و همچنین مدیریت برنامه را بر عهده داشتند ، دکتر فیاض زاهد با آن انگلیسی حرف زدنش،آقای حسن رنجبر مسول اداری ، حسین کروبی معاون مالی، کسری نوری سردبیر و همه کسانی که زحمت کشیدند تشکر کنم.امیدوارم سال آینده در وضعیت بهتری جشن دو سالگی روزنامه را در سالن بزرگتری و با حضور بزرگان بیشتری بگیریم.

.

مطالب مرتبط: روزنا ، محمد علی ابطحی ، اکبر منتجبی ، هنوز ، او همیشه هست ، امیر علیزاده ، مریم شبانی

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 12:51  توسط کریم جعفری  | 

وبلاگم امروز یک ساله شد. نمی خواهم توضیح بیشتری بدهم. وقتی از روزنامه حیات نو امدم اعتماد ملی تصمیم گرفتم در نحوه نوشتنم هم تغییر ایجاد کنم بنابیراین عطای پرشین بلاگ و به لقاش بخشیدم و آمدم سراغ بلاگفا. آدرسم رو هم زیاد عوض نکردم . به هر حال تجربه یک ساله وبلاگ نویسی مرا با بسیاری از جنبه های نوشتن آشنا کرد. امیدوارم فرصتی دست دهد تا همچنان ادامه دهم.......

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 0:35  توسط کریم جعفری  | 

داشتم خبرها نگاه می کردم. در پست قبلی نوشته بودم که وضعیت وخیم است، بیشتر از آنچه که فکرش را می کنیم. ایران در وضعیت فعلی و به دلیل سیاست آقایان چندان روزگار خوشی ندارد. روزسه شنبه اعلمی نماینده تبریز در مجلس جوراب متکی را بادبان کرد و اگر نبود وساطت های باهنر وضع بدتر از این هم می شد. متکی که مثل بچه مکتبی ها از روی کاغذ به پاسخ دادن به این نماینده معترض مشغول بود وادی عرفان و تصوف شده و ماوراءالطبیعه سخن گفت.

حال اگر شما اخبار لبنان را پیگیری کرده باشید از این که چگونه مخالفین دولت به همین سادگی از خیابان ها رفتند تعجب می کنید. در پست قبلی نکاتی را نوشته بودم، در این پست فقط ادامه ای بر آن می نویسم. پس از آنکه اقای لاریجانی به عربستان رفت تا پیام مقامات ایرانی را به سران عربستان بدهد و آنها را ترغیب کند که بیایید تا به نحوی مساله لبنان را حل کنند، عربستانی ها با این خیال که می توانند از پس حزب الله و مخالفان برآیند آن را رد می کنند ولی با اعصاب های روز سه شنبه معلوم شد که به این سادگی ها هم نیست و ایران قدرتی زیاد در لبنان دارد، به همین دلیل فورا مشاور عالی امنیت ملی خود را راهی تهران کدند تا با با مذاکره با ایرانی انها را راضی کنند که به هر ترتیب ممکن اوضاع لبنان را آرام کنند. در پی این رایزنی ها بود که مخالفان از خیابان ها جمع شدند و به خانه های خود رفتند. سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان نیز در تماسی با متکی از وی می خواهد تا ایران از دخالت در امور کشورهای عربی دست بردارد و آنها را به حال خودشان رها کند. البته آقا منوچهر که گوشش به این حرف ها بدهکار نیست. زلمای خلیلزاد معروف ترین افغانی دنیا هم در اظهاراتی در بغداد گفته که ما مدارک دخالت ایران درامور عراق را داریم و آن را ارائه خواهیم کرد. وی اضافه کرده که ایران می خواهد قدرت اول منطقه شود و عراق رقیب تاریخی آن است..!!!! من واقعا این جا درجا زدم چرا که عراق به عنوان یک کشور مسقل اولا که جعلی است یعنی انگلیسی ها بعد از جنگ اول جهانی آن را به وجود آوردند و بعد هم واژه بغداد پایتخت آن کلمه ای فارسی است و قرن ها عنوان قلب ایران شهر را داشته است، آخر هم این که عراق هنوز یک قرن تاریخ ندارد تا بخواهد با ایران رقابت کند. ولی آقایان آمریکای برای کشیدن پای خود از منجلاب عراق می توانند از مدیریت خراب ایرانی ها هم استفاده کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:14  توسط کریم جعفری  | 

نمی خواستم بنویسم اما چاره نبود. به هر حال باید در لحظه ای که حوصله ام سر می رفت بنویسم و مقداری از آنچه در درونم انباشته شده را خالی می کردم. برخی از دوستان می آیند و کامنت می گذارن بر اساس این مقوله که چرا در مورد ایران و تحولات آن نمی نویسی. تنها یک جمله می خواهم بگویم: با این مدیریت بد و شاید هم بدتر از بدی که در حال حاضر در کشور داریم وضعمان وخیم است؛ این امر نه تنها در حوزه اقتصاد داخلی صدق می کند بلکه در مورد مسایل سیاسی ما در منطقه خاورمیانه هم صادق است. دیروز که روزنامه بودم خبرهای می خواندم که مو بر بدنم سیخ می شد.... به خدایی که روزی پنج بار به درگاهش نماز می خوانم در اعتماد به نفس آقای احمدی نژاد مانده ام، واقعا از این همه احساس آرامشی که این آدم دارد من یکی دارم به خودم هم شک می کنم.... می گویند خبرنگاران کمی کمتر از سیاستمداران می دانند و گاهی هم هم ردیف آنها هستند؛ من همیشه از این که به دید یک سیاستمدار روزی بهم نگاه بشه بدم میاد و شاید در شرایط کنونی اینجوری باشه.... در روزنامه اعتماد ملی برخی خبرهایی را کار کرده ام که بعد از مدتی رخ داده اند.. حالا نمی خواهم زیاد حرف بزنم و تحلیلم را از اوضاع منطقه بیان کنم فقط همین نکته را بگویم که در ده روز آینده اتفاقات مهمی در منطقه رخ خواهد داد که ضرر اصلی اش برای ماست و نه برای دیگران؛ حوادثی که خواسته یا ناخواسته پای ایران به آنها باز شده و اکنون هم ناچار است  آن را ادامه دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 3:20  توسط کریم جعفری  | 

استاد شجریان را سالهاست می شناسم. سالهاست با او دمخورم و با آواز او به معرفت می رسم، معرفتی از جنس بودن و از جنس خیالی عشق. خوب یادم می آید هنگامی که دوره کارشناسی بودم چگونه با نوا و دستان و آستان جانان و دهها کاست دیگر استاد دمخور بودم و با آنها شب زنده داری می کردم و در نشئگی آنها خودم را می یافتم. شجریان برعکس بسیاری که تنها نامی به در کرده ان علاوه بر در کردن نامی برای خود برای ایران هم افتخار آفریده و همواره نام ایران را در همه جا پراکنده و موسیقی ایرانی را به جهانیان معرفی کرده است. استاد روز گذشته از یونسکو جایزه موتسارت را گرفت؛ ایشان پیش از این هم جایزه معتبر پیکاسو را دریافت کرده بود. برای استاد طول عمر آرزو دارم. امیدوارم یک بار دیگر افتخار حضور در کنسرتش را داشته باشم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 23:17  توسط کریم جعفری  | 

محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین و خالد مشعل مسول دفتر سیاسی حماس در دمشق بالاخره دیدار کردند..... من یکی که اصلا باورم نمی شد و چشمم آب نمی خورد اما به نوشته روزنامه لندنی الحیات این دو پس از تلاش های بسیار زیاد مقامات سوری و همچنین میانجی گران عرب و فلسطینی با هم دیدار کردند. این دیدار در حالی صورت می گیرد که عباس و مشعل قرار بود بعد از ظهر شنبه یا حداکثر صبح یکشنبه با هم دیدار کنند ولی از قرار معلوم عباس حاضر نبوده به این سادگی زیر بار برود. آنچه برای من جالب است تصور این مساله است که چگونه این میانجی گران فلسطینی به خصوص دکتر زیاد ابو عمرو و محمد رشید میان مقر دفتر سیاسی حماس و اقامتگاه محمود عباس در رفت و آمد بوده اند. یک مساله دیگر هم که می ماند و مدتی زمان لازم می برد تا به جواب آن برسم اختلافات فتح و حماس است، انگار که این کشور هنوز تشکیل نشده دو دولت دارد و نمی خواهند با هم کنار بیایند و هر دو هم ادعا دارند که در راه آزادی سرزمین مادر خود مبارزه می کنند. به هر حال باید منتظر بود و آینده را دید تامعلوم شود که اینها چه آشی برای هم پخته اند و کدام یک در سودای آزادی مملکت خود بوده اند......
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 14:14  توسط کریم جعفری  |