تبليغاتX
در امتداد سکوت....

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

 

برای مادرم که در سوریه است... و برای تمام رنج هایش در تش باد و شرجی جنوب

و هی کرده بود
تا تازيانه را بر گرده‌ی من زنداينجا روستايم است.....
با دود دلم چشم آسمان را سرمه کردم
ستاره را  جای خورشيد گذاشتم
وـــ دريا را
با زبان بی زبانی مزه کردم
نشستم کنار قايقی بادبانی
با موج‌ها تا افق راندم
کتاب سرنوشت غروب را
در خلوت خورشید خواندم

بندری پای کوبيده در آب
ساحلی گرم‌تر از کوره‌ی نگاهم
آفتابی نم از دريا دزديده
عرق کرده
خودش را بر سيمای سوخته‌ی ما خشک می کند

پشت سايبان چند لنج
صدای قليان دو سه جاشو
برای ماهی‌ها لالايی می‌خواند

کپر پوسيده‌ی ما
که از سادگی زندگی حکايت می‌کند
بوی غذای تند مادرم را
ـــ به همراه باد ــ
به آن‌سوی ساحل می‌برد

شلاق شرجی در خباثت خودش می‌ماند
ميگو ها جان می گيرند
تورها بر نگاه دريا پهن مي‌شود
وبندر آرام آرام
خوا
ب خودش را با ساعت ماه کوک می‌کند

ناخدا نیمه شبی سکان زمان را
در سمت زندگی به دل آب می برد

بچه‌ها سوار اسب چوبی
هر صبح به دريا سلام می‌کنند


+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 17:37  توسط کریم جعفری  | 

پس از آنکه حسین شریعتمداری مدیر مسول کیهان و از جمله ممیزی نویسان و از اداره کنندگان یکی از شعب وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در روزنامه فخیمه کیهان که حکم مدعی العموم را در مملکت ما دارد مطلبی را در جهت امر به معروف روزنامه اعتماد ملی و به خصوص صاحب امتیاز آن آقای مهدی کروبی نگاشته بود که جز دریدگی چیزی نداشت. در جواب این آقا روزنامه اعتماد ملی هم جواب بلند بالایی نوشته که خالی از لطف نیست. به هر حال برای جواب دادن به این آقا باید همین گونه رفتار کرد. به هر حال ما نیز امیدواریم که آقای شریعتمداری سر عقل آمده و به جای گیر دادن به این و آن کمی به وجه روزنامه خود پرداخته و آن را از نظر کمی و کیفی ارتقا دهد تا مجبور  نشود آن را به دفاتر دولتی ، اتوبوس ها و هواپیما و .... بفروشند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12:27  توسط کریم جعفری  | 

كاش مي شد لحظه را دنبال كرد           آن طرف تر مرگ را پامال  كرد

زندگي   را در  حضور     قاصدك            در ميان   نامه هايت چال   كرد   تصويري از ايزديان عراق

دختري در شمال عراق كه از طايفه ايزديان ( به قول ما ايراني ها يزيديان ) بود به دليل آنكه پسري مسلمان را دوست داشته و به خاطر وي مسلمان شده بود با فتواي شيخشان و توسط ۱۰۰۰ تن از اقوامش در شهر شمالي موصل سنگباران شد و جان خودش را بر سر دوست داشتن گذاشت.... اين خبر را در سايت شبكه خبري العربيه خواندم.... در كشوري كه جان انسان پشيزي ارزش ندارد من نمي دانم كه رسم عاشق كشي ديگر چه بود كه دامان عراقي ها را گرفت.برای دین اطلاعات بیشتر در مورد ایزدیان فعلا به اینجا و اینجا مراجعه کنید. قول میدم در مورد آنها پست کاملی بنویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 19:33  توسط کریم جعفری  | 

روز پنج شنبه دو هفته قبل یعنی ۲۲/۱/۱۳۸۶ مطلبی در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد بنام دفاع منطقی از نام خلیج فارس. من این مطلب را همان روزی که در سایت پایگاه خبری ایلاف دیدم قسمتی را ترجمه کردم و در وبلاگم  گذاشتم. دکتر حق شناس مدیر مسول روزنامه اعتماد ملی که در جریان این موضوع قرار گرفته بودند از من خواستند تا موضوع را به روزنامه بکشم و از این مساله به عنوان دفاع از هویت ایرانی بهره برداری شود که من هم با کمال میل پذیرفتم. قبل از این که به شهرستان بروم حدود شش صفحه تاریخ با کمک علی شریعت از صفحه بندهای خوب روزنامه بستم و تمام صفحه ها را هم دست همکارم کاوه شجاعی دادم و از او خواستم ترتیب چاپ آنهار ا بدهد که خوشبختانه یا بدبختانه بجز یکی هیچ کدام توفیق چاپ را نیافتند که یکی هم همین صفحه بود. 

به هر تقدیر پس از چاپ این صفحه و این مطلب آقای یوسف عزیزی که ترتیب مصاحبه را با دکتر ابراهیم یزدی داده بودند (نام کامل ایشان یوسف عزیز بنی طرف است) به روزنامه زنگ زدند و کلی شاکی شدند که نه بابا من این حرف ها را نزده ام و شما برای خراب کردن چهره من این مطلب را چاپ کرده اید و من اصلا اعتقادی به خلیج عربی ندارم بلکه به نظر من این خلیج باید خلیج ایران و عرب باشد و قبلا هم این موضوع را نوشته ام و از آن دفاع کرده ام و..... وقتی که با این آقا صحبت کردم دیدم که با یک پان عرب دارم صحبت می کنم که متاسفانه در ایران نمک می خورد و نمکدان می شکند، کسی که معتقد است در بسیاری از مطبوعات ایرانی قلم می زند ولی مثل گاو نه(۹) من شیر ( گاوی که نه من شیر می داد ولی پس از دوشیدن با پا سطل شیر را وارو می کرد) شناسنامه ایرانی دارد اما دلش جای دیگری است.... در حدود نیم ساعتی که دعوای من و این آقا ادامه داشت و تمام تحریریه هم از بلند شدن صدای من تعجب کرده بودند چند نکته را در خلال صحبت های این به حساب خبرنگار به نظرم جالب آمد که برای روشن شدن اذهان دوستان هم که شده در اینجا می نویسم.

از قدیم گفته اند هر چه کرد با ما آن آشنا کرد... آقای عزیزی بنی طرف معتقد بودند که ما ۴ میلیون عرب در ایران داریم که در خوزستان زندگی می کنند... من قبلا هم در جواب یکی از نویسندگان روزنامه الغد اردن مطلبی در همین مورد نوشتم که با مراجعه به آن دیگر نیازی به توضیح نیست تنها با این توصیف که این آقا که فکر می کردند که من از اوضاع پرت می باشم معتقد بودند که در استان بوشهر و ایلام ما کلی عرب داریم اما وقتی متوجه شدند خودم بوشهری هستم و راجع به عربهای ایران مطالعه دارم بیخ قضیه را رها کردند. در حینی که داشتیم به هم بد و بیراه می گفتیم این آقا گفتند شما چرا به یک میلیارد عرب توهین می کنید... با شنیدن این حرف از یک طرف از پررویی این آقا داشتم می ترکیدم و از طرف دیگر از آمار دادنش خنده ام گرفت... کل جمعیت اعراب در دنیا .. آنهایی که جزو اتحادیه عرب هستند ولی نیمی از جمعیتشان هم عربی حرف نمی زنند  ۳۵۰ میلیون نفر هم نیست. که این بار هم باشنیدن استدلال های من خاموش شد. من فکر می کنم که آمار آنها در مورد برادران عربمان در خوزستان هم بر همین آمار کیلویی استوار بوده است. سخن به درازا کشید اما باید بگویم که دعوای ما که از خلیج فارس به خوزستان کشیده شده بود در این موضوع هم تمرکزی کرد و آن هم نشستن اعراب بر روی گنج خداداد است. هر چه فکر کردم نفهمیدم این گنج کجا قرار دارد و هر چه اصرار کردم هم چیزی نگفت. نمی دانم شاید منظورش گنج نفت بوده باشد که باید خدمتشان عرض کنم نفت بیشتر در مناطقی چون آقاجری، گچساران، لآلی، هفتکل و بی بی حکیمه قرار دارد که هیچ کدام هم عرب نشین نیستند.

به هر حال امیدوارم که این گونه افراد به جای نشستن و خیال بافی و خیانت کردن کمی هم به سابقه زندگی کردن در این مملکت و نان و نمک این کشور را خوردن فکر کنند هر چند می دانم که سختی هایی هست و کم کاری های زیادی شده است. ما دوست داریم همه در کنار هم زندگی کنیم و خدمت همه عرض می کنم که خلیج فارس تا ابد فارس خواهد ماند و هیچ کس نمی تواند انگ عربی بودن به آن بزند و خوزستان جزو جدایی ناپذیر از مام میهن خواهد بود کما اینکه آذربایجان و کردستان و بلوچستان این گونه خواهند بود.

+ نوشته شده در  شنبه 25 فروردین1386ساعت 20:30  توسط کریم جعفری  | 

برای  خلوت پروانه خوب و بد نکنیم       غروب مشرقی اشک  را  رصد نکنیم

نگاه ساکت و زیبای  مرغ طوفان را        بیا که دوست بداریم و هیچ رد نکنیم

در این وبلاگ همانگونه که تاکنون نوشته ام حرف از سیاست بود و مسایل جهانی... اما گاهی وقت ها آدم دلش می خواد کمی بیشتر از اینها بنویسه.... یعنی از خودش و کمی  خاطراتش.... بجز آنکه در مورد سیاست می نویسم در حوزه تاریخ هم دستی دارم یعنی مدرکم همینه و به حساب دبیر سرویس تاریخ روزنامه اعتماد ملی هستم.... بالغ بر سه دفتر شعر دارم و ده ها داستان هم نوشته ام.... اما همه اینها تحت الشعاع سیاست زدگی و نوشتن در این حوزه قرار گرفته است. هدفم از نوشتن این مطلب این بود که باز می خوام یه باز گشت داشته باشم.... با یرودن و نوشتن.... باز می خواهم به آرامش برسم.. دنیای خود شناسی آنقدر زیباست که اگر بازگشتی داشته باشی ضرر نخواهی کرد.....  بازگشتی که هیچ وقت گسستنی نخواهد بود......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 19:56  توسط کریم جعفری  | 

حمله سال 2003 آمريكا و متحدانش به عراق تاكنون مصيبت‌هاي فراواني براي مردم عراق به ارمغان آورده است. پيش از اين گزارش‌هاي غيررسمي در مورد كشته شدن 600 هزار عراقي توسط برخي سازمان‌هاي حمايت از حقوق بشر منتشر شده بود، اما انگار جدال بي‌پايان تروريست‌ها با ارتش آمريكا و دولت عراق بايد دامن كودكان عراقي را هم بگيرد.

سازمان يونيسف در گزارشي از عراق اعلا‌م كرد كه بين 4 تا 5 ميليون كودك عراقي از ابتداي اشغال اين كشور توسط آمريكا و متحدانش يتيم شده‌اند و با روند رو به افزايش حملا‌ت مسلحانه، هر روز بر اين تعداد افزوده مي‌شود.

فرستاده يونيسف در عراق، راجر رايت در همين رابطه مي‌گويد دولت عراق بايد هر چه سريع‌تر براي اين تعداد بسيار زياد كودك عراقي چاره انديشيده و با برنامه‌ريزي خاص آنها را در اردوگاه‌هاي مشخص و كنترل‌شده نگهداري و هزينه زندگي آنها را نيز پرداخت كند،

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 14:39  توسط کریم جعفری  | 

در مورد ملوان های انگلیسی نوشتم که ای کاش ایران مقداری تدبثیر از خود نشلن می داد و از آنها برای منافع ملی بهره برداری می کرد اما باید باز هم تاسف خورد که آقای احمدی نژاد و دار و دسته اش از این ماجرا به نفع باند خودشان استفاده کردند. تاسفم بیشتر اینجاست که باز هم بلانسبت خر شدیم و اینقدر به این ها احترام گذاشتیم تا وقتی به انگلیس رفتند به قول یکی از دوستان بگویند در ایران حسابی به ما سخت گذشته و ما برای جاسوسی به آبهای ایران آمده بودیم..... به نظر من تا زمانی که این چنین حاکمانی داریم باید رودست بخوریم.... تاریخ را که مرور می کنم خیلی مسایل به نظرم می رسد.... از معاهده فین کنشتاین گرفته تا بیرون کردن مک فارلین از ایران.... نمی دانم تا کی باید تاوان ندانم کاری و خود بزرگ بینی عده ای را بده ایم.....
+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 12:6  توسط کریم جعفری  | 

در این چند مدتی که تهران نبودم اتفاقات ریز و درشتی افتاد که شاید مهمترین آنها همان دستگیری 15 ملوان نیروی دریایی بریتانیا بود. روزی که داستان دستگیری این ملوان ها را شنیدم آرزو می کردم که ای کاش ایران از این فرصت پیش آمده حداکثر بهره برداری را کرده و لآاقل بر حکمرانی ایران بر آبهای اروند رود بر اساس خط تالوگ تاکید کند؛ اما از آن جایی که هیچ وقت در کشور ما اساس کار بر شفاف سازی نبوده و کسی نمی داند در پشت پرده چه اتفاقاتی رخ می دهد من هم شک دارم که ایران توانسته باشد این امر را به انگلیسی ها بقبولاند. تاریخ بر این باور است که ایران برای به دست آوردن حقوق خود در این آبراه هزینه های سنگینی داده است.... هشت سال با رژیم بعث عراق جنگیده و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 14:36  توسط کریم جعفری  | 

چند روزی است که به دلیل در دسترس نبودن اینترنت نتوانستم وبلاگم را آپ کنم که به هر جهت به دلیل فقر ناشی از عدم امکانات در روستای مایت که فیبر نوری بین المللی از کنار آن می گذرد اما هنوز هم ما محتاج گذشت زمان هستیم.

حالا بندر گناوه هستم به حساب مده ام هم به یچه ها سر یزنم و هم کمی خرید کنم اما مثل اینکه در شلوغی این شهر که حتا خلیج فارس را هم به ستوه آورده انگار هیچ چیزی نمی خواهد رنگ آرامش به خود بگیرد. به هر حال بندر است و هوا هم خوب و مردم ایران هم هنوز چندرغاز پول دارند تا بیایند و اجناس درجه چندم چینی را بخرند و به سوقات ببرند. نکته دیگر آنکه اینجا یعنی در کرانه خلیج فارس دریا با وجود مانور سنگین نیروی دریایی ایران از یک طرف و دستگیری ۱۵ ملوان نیروی دریایی انگلیس در نزدیکی اروند رود هنوز هم آبی است و از این آبی تر نمی شود. امیدوارم مردم کشورم هرگاه به این نقطه از خاک پهناور ایران می آیند با کلی خاطره آن را ترک کنند. به امید سالی پر از موفقیت برای تک تک ایرانی ها......  

+ نوشته شده در  شنبه 4 فروردین1386ساعت 9:8  توسط کریم جعفری  |