با اعلام اين وضعيت آنچه مشخص است اعضاي ساف كه عباس را تشويق - وادار - به انحلال دولت كردند بايد طي چند روز آينده دولت نجات ملي را در سرزمينهاي فلسطيني تشكيل دهند.
تحريم اقتصادي فلسطينيها از طرف غرب و عدم همراهي كشورهاي عربي با دولت حماس و همچنين هماهنگي برخي از ورشكستههاي سياسي فتح كه اكنون پشت سر عباس و ساف مخفي شدهاند، اوضاع غزه و كرانه باختري را روز به روز وخيمتر كرد.
ادامه مطلب
دارم خاطرات دکتر احمد خلیلی را تدوین می کنم. پارسال همین موقع بود که رفتم خانه اش و در مدت ۵روز باهاش مصاحبه کردم. تازه از فرانسه آمده بود. آدم جالبی است. خواهر زاده آیت الله کاشانی و از جمله افرادی است که تحولات دهه ۲۰ را به چشم خود دیده و از آنجایی که ۱۰ سال در خانه آیت الله کاشانی زندگی کرده با روحیات او به شدت آشناست. این دکتر خلیلی که زندگی پر ماجرایی دارد و تنها پس از چاپ کتاب است که مشخص می شود کی بوده از کارمندان مجلس شورای ملی از ابتدای مجلس چهاردهم تاهنگام خروج فرار گونه اش از ایران یعنی ۱۳۳۸ بوده است. در پاسخ به سوالی که از او پرسیدم در زندگی ات از کی بیشتر تاثیر گرفته ای و به کدام یک از سیاستمداران و شخصیتهای آن دوره علاقه داشته اید رک و راست گفت آیت الله کاشانی جای خودش را دارد، آیت الله قمی هم که در بچگی دیدم و بسیار به دلم نشست نمی توانم از ذهن خودم پاک کنم، پس از این دو باید از دکتر مصدق نام ببرم که بزرگ وارتر از ایشان ندیدم. همیشه مرا به نام پسرم صدا می کرد، اگر در مراسمی بودیم اول مرا می نشاند بعد خودش می نشست، بارها شده بود که با هم می نشستیم و در مورد امور روز صحبت می کردیم. آدم فوق العاده فروتنی بود، خیلی چیزها ازش یاد گرفتم..... موقعی که داشتم این کلمات را در کتاب آینده ام می نوشتم اشک در چشمانم حلقه زده بود.... با احساسي پاک و پر از احترام آن را قلمی کردم.
مردم جنوب ایران علاقه شدیدی به مرحوم دکتر مصدق داشته و دارند. آنها که سالها تجربه کار در شرکت نفت ایران و انگلیس را داشتند از حقارت هایی که انگلیسی ها بر سر کارگران ایرانی در می آوردند داستان ها تعریف می کنند. امروز در مرکز اسناد انقلاب اسلامی داشتم طرح خاطرات سید احمد زرهانی اولین نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی را می خواندم؛ نکته خیلی جالبی دیدم که عمق ارادت مردم خوزستان را به دکتر مصدق نشان می دهد. در خاطرات آقای زرهانی چنین آمده: « در اول انقلاب پس از آنکه مدارس باز شدند من به مناسبت شغلم که معلمی بود به مدرسه کورش کبیر رفتم ، قرار بر این شد تا نام مدرسه را تغییر دهیم، ما جوان ترها گفتیم نام مدرسه فلسطین شود اما پیرمردها بر نام دکتر مصدق اصرار داشتند و بالاخره رای آنها بر ما چربید و نام مدرسه به دبیرستان دکتر محمد مصدق تغییر یافت هر چند بعدها به دلیل مشکلاتی که با جبهه ملی به وجود آمد نام مدرسه باز هم تغییر کرد.» این پیرمردها جوانانی بودند که دوره دکتر مصدق را دیده بودند و بسیاری از آنها هنگام خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مرحوم بازرگان حضور داشتند و دیدند که چگونه پاسخ تمام بی حرمتی های امپراتوری ملکه به مردم ایران داده شد.
القاعده در منطقه خاورميانه يكبار ديگر فعال ميشود. گزارشهاي منتشرشده توسط رسانههاي عرب در طول چند روز اخير و پس از فعال شدن شبهنظاميان فتحالاسلام در لبنان حكايت از آن دارد كه القاعده با هستهاي كردن گروههاي وابسته به خود در كشورهاي مختلف عربي خاورميانه آنها را مهياي عملياتهاي گوناگون كرده است. بر اين اساس رهبران هر يك از اين شاخهها كه با دستور مستقيم اسامهبنلادن انتخاب شدهاند طي هفته گذشته با گرد آمدن در يكي از كشورهاي آفريقايي برنامهاي هماهنگ جهت انجام عملياتهاي گوناگون را تدارك ديدهاند.
ادامه مطلب
ايالات متحده آمريكا با تحت فشار قرار دادن ايهود اولمرت نخستوزير رژيم صهيونيستي جنگ تابستان گذشته اين رژيم عليه لبنان را آغاز كرد.> با افشا شدن گوشههاي ديگري از گزارش قاضي وينوگراد كه در مورد جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان بود، زواياي تاريك اين حمله خونين مشخص ميشود.
با افشاي اجزاي سري اين گزارش كه ساختار سياسي رژيم صهيونيستي را به هم ريخت، به نظر ميرسد توفاني ديگر در عرصه نظامي و سياسي اين رژيم رقم خواهد خورد كه آخرين ريشههاي سست اولمرت و ديگر مقامات آن را بر باد خواهد داد.
براساس آخرين اسناد و مدارك افشاشده گزارشقاضي وينوگراد كه همراهان اولمرت تلاش فراواني براي عدم انتشار آن كردند، اتهامات صريح و روشني به رهبران سياسي و نظامي اين رژيم وارد آمده است. در اين ميان رهبري سياسي اسرائيل به رهبري ايهود اولمرت نخستوزير متهم شده است كه تحت فشار آمريكا و براي پيشبرد برنامههاي اين كشور در لبنان كه چيزي جز حمايت از همپيمانانش در دولت لبنان نبوده دستور حمله به لبنان را صادر كرده است.
اين گزارش ميافزايد: رهبري سياسي اسرائيل ميتوانست جنگ را در همان هفته اول به دليل عدم دستيابي به اهداف موردنظر متوقف كند، اما با تحريك دولت آمريكا و حمايتمالي و سياسي اعراب كه از طريق ديدارهاي مستقيم صورت گرفت رهبران اين رژيم جنگ را ادامه دادند. اين ديدارهاي مشترك ميان مقامات عاليرتبه آمريكايي و عربي با مقامات اسرائيلي در قدس غربي صورت ميگرفت و بسياري از برنامههاي تداوم جنگ در خلال اين نشستها گرفته ميشد.
قاضي وينوگراد در اين قسمت سري گزارش خود در مورد ارتش اسرائيل مينويسد: اين ارتش هنوز تمرينهاي خود را براي شروع يك جنگ به پايان نبرده بود كه توسط ايالات متحده آمريكا وارد جنگ شدند، چراكه قرار بود اين جنگ در پايان ماه اكتبر يا اوايل ماه نوامبر آغاز شود، جنگي كه ارتش اسرائيل طرحهاي آن را تهيه كرده بود و بر اساس آن مانورهاي ويژهاي را در طول چندماه تدارك ديده بود محدود به لبنان نميشد بلكه شامل حمله به سوريه و وارد آوردن تلفات سنگيني به اهدافي مشخص در اين كشور، در طول حمله به لبنان نيز ميشد، اما ارتش نهتنها نتوانست در لبنان موفقيتي كسب كند و سوريه را هدف قرار دهد، بلكه در طول جنگ با حزبا... شكست آشكاري خورد كه گزارش وينوگراد آن را شكستي سخت ميداند كه جبران هر جزئي از اين شكست و گذاشتن مرهم بر زخمهاي آن به سالها وقت نياز دارد.
قاضي وينوگراد كه هنگام قرائت گزارش خود و محاكمه اولمرت در كابينه امنيتي اين رژيم، وي را عامل اصلي شكست در لبنان برشمرده بود، در بخشهاي محرمانه گزارش خود او را متهم ميكند كه جنگ عليه لبنان را به منظور دستيابي به اهداف خاص شروع كرده است، او (اولمرت) بر اين باور بوده كه دولت آمريكا خيلي راحت ميتوانست حزب كاديما را كمك كند و مخالفان او را چه در داخل و چه در خارج از حزب تحت فشار قرار دهد و تلاشهاي آنها را براي از ميدان خارج كردن وي ناكام گذارد، بنابراين وينوگراد از دلايل اولمرت براي شروع جنگ در پيش از موعد مقرر و وجود برخي مسائل و طرحها در اتاق راهبرد آمريكا براي شكست حزبا... ميپرسد و سخن ميگويد.
از ديگر مسائلي كه گزارش حاضر پرده از آن برميدارد وجود اختلافات شديد ميان فرماندهان ارتش دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ميباشد كه قدرت ارتش را از وي گرفت و باعث شكست آن شد، اضافه بر آن اولمرت به دليل عدم آشنايي با مسائل و اصول نظامي از 6 سازمان عربي در طول جنگ و همزمان با گسترش آن درخواست كرد تا همگرايي با تلآويو را پيش از آنكه تاثيرات جنگ مشخص شود، شروع كنند.
وينوگراد در ادامه بخش سري خود در مورد وضع داخلي رژيم اينگونه گزارش ميدهد كه از نظر جبهه داخلي، ما به هيچ عنوان آمادگي شروع جنگ را نداشتيم، پناهگاهها به صورت كامل مجهز نبودند، علاوه بر آن تمام دستگاههاي اطلاعاتي اسرائيل و همپيمانان مورد اعتماد آن در سطح منطقه نتوانستند آنگونه كه بايد و شايد قدرت واقعي و ميزان تجهيزات حزبا... را مشخص كنند، كما اينكه جريانهاي همپيمان اسرائيل و آمريكا در لبنان نتوانستند در جبهه داخلي عليه حزبا... و در خلال جنگ به پيروزي برسند. اين گزارش به اولمرت توصيه ميكند از شروع يك جنگ جديد در فاصله زماني اندك و قبل از كامل شدن آموزشها و تجهيزات ارتش بهخصوص قدرت يافتن عملي دستگاههاي امنيتي در ميدان جنگ خودداري كند.
در مورد استعفاي اولمرت از مقامش وينوگراد او را مختار ميكند كه چگونه ميخواهد در برابر ديدگاههاي افكار عمومي و اعضاي حزب كاديما مقاومت كند.
روزها می روند
شب ها می خوابند
ثانیه ها از تپش قلب ساعت خبر ندارند
روزها می گذرند
و اشک در چنبر چشمان من سست می شود
عبور قافله ها،
صدار زنگ شتران گذر
از کنار کاروان یرای عمر بانگ برداشته اند- که باید رفت
ساربان سال های خسته من
نا امید
ردّ ِ پای خود راپاک می کند- مبادا
لحظه ها او را دنبال کنند
و می گوید:
باید این بیغوله را رها کرد
و حقیقت- که هیچ
نمی تواند ازآن بگذرد
ستبر ایستاده تا کوه که از
قامتش
باران جاریست را
به مبارزه بخواند
درویش را نباشد برگ سرای سلطان ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

