با عرض سلام
برادر عزیز مثل اینکه سر شماری شما مثل سرشماری مقامات ایرانی هیچ گونه فرقی نمیکنه
من یک عرب اهوازی هستم که واقعا از دست این نژاد پرستی شما خسته شدم واقعا ما عربها چه هیزم تری بهتون فروختیم که اینقدر از ما بدتان می آید که با تاریخ وفرهنگ ما اینقدر دشمنی دارید جمعیت اعراب در ایران فکر نکنم از8ملیون کمتر باشد اعراب خوزستان(عربستان)بوشهر قم تهران کرمان مشهد وووو
وشاید بدانی دلیل پراکندگی این قوم مظلوم چی بوده بله تنها دلیل این پراکندگی جنگی بود که 2کله شرق وغرب وبازیچه های شرق وغرب بود بی مخانی که باعث شدند اینقدر ما اعراب سختی بکشیم
لازم نیست اسمشون رو بگم که خدایه ناکرده باعث ناراحتی برادران بسیجی وبعثی نشه
ما16هزار شهید توی این جنگ دادیم که بیشترین آمار شهدا در کل ایران است(نسبت به جمعیت) تمام شهرهایمان ویران شد به ما وخانه هایمان نرسیدید که هیچ وهیچ انتظاری از شما نداریم که از ما تشکر کنید نه هیچی نمیخواهیم بزارید راحت زندگی کنیم روزانه 10ها جوان عرب اهوازی اعدام میشن دلیل این اعدامها وتظاهرات وحتی انفجارات چیست؟آیا تا بحال به آن فکر کرده اید که دلیل این همه خشم اعراب در ایران چیست بلی من به شما میگوییم
این نوشته های سرشار از عنصریت ونژاد پرستی شما
بیاید به اشتباهات خودتان بیندیشید وراه چاره ای بیندیشید خوزستان به کردستان تبدیل نشود
شماها همانند اسراییلیان شهرکهای عظیم در استان میسازید وغیر اعراب را به خوزستان میکشانید وبه آنها کار میدهید در حالی که با وجود ذخایر نفتی وگازی که90درصد خیرات ایران از اهواز است چرا باید دومین رتبه بیکاری در ایران باشد
دست از عنصریت خود بردارید
*********************************************************************
مطلب بالا عنوان یک یادداشت است که دوستی نمی دانم - احتمالا عرب - بر روی یکی از مطالب گذشته من به تازگی و به صورت خصوصی نوشته و اکنون آن را منتشر می کنم. با خواندن مطلب بالا می خواهم چند نکته را عرض کنم. تاکنون در مورد مسایل خوزستان و اقلیت های قومی در ایران بسیار کار کرده ام ولی چون دیدم که در ایران این گونه مسایل خریداری ندارد بس خیال شدم و تقریبا چند ماهی است که دیگر در این حوزه مطلبی نمی نویسم. این دوست عزیز بر من خرده گرفته که خیلی بد آمار می دهی و در ایران ما ۸ میلیون عرب داریم که بیشتر آنها در خوزستان و بوشهر و هرمزگان زندگی می کنند. می خواستم نکته ای را خدمت این دوست ناشناس عرض کنم: اولا خوزستان و بوشهر و هرمزگان روی هم چند میلیون نفر جمعیت دارند که ۸ میلیون تن از آنها عربند؟ من خودم بوشهری هستم و به جرات می توانم ادعا کنم که در استان ۸۰۰ هزار نفری ما حتی ۵ درصد عرب هم زندگی نمی کنند... من که با قوم عرب دشمنی ندارم و با وچود اینکه فارس هستم عربی را به عنوان زبان تخصصی خود فرا گرفتم تا با آنها بیشتر تعامل داشته باشم، شما خوزستان را نگاه کنید: طبق آمار رسمی این استان ۵/۳ تا ۴ میلیون نفر جمعیت دارد... حال چگونه می شود در استانی که شهرهای پر جمعیتی از آن مانند: ایذه، بهبهان، دزفول، مسجد سلیمان، باغملک، هفتکل، آغاجاری، شوشتر، نیمی از اهواز، آبادان و ... لر و بختیاری و فارس هستند این تعداد عرب زندگی کنند؟ در بندر عباس هم بگذر از چند جزیره آنهایی که ادعایشان می شود بیایند و به این شهر و استان سفر کنند تا تکلیف مشخص شود... آخر فرافکنی و تبلیغ و گزک دست خارجی ها دادن تا کی؟ بابا جان من هم قبول دارم که در این مملکت حق و حقوق اقلیت ها بر اساس یک قانون مدون و متشکل پرداخت نمی شود و اشکالاتی دارد که به همه ساختار مدیریتی کشور ما وارد است ولی این دلیل نمی شود که هر کس هر چیزی دلش می خواهد بگوید.
اما نکته دوم: در این چند سالی که دارم در مورد اقلیت ها در ایران کار می کنم هر یک از قومیت ها برای خود ادعایی دارند مبنی بر اینکه ما این میزان جمعیت داریم و فلان.. آماری که آنها ارائه می دهند اینگونه است: ۳۰ میلیون ترک، ۱۵ میلیون کرد، ۸ میلیون عرب، ۲ میلیون بلوچ، ۲ میلیون ترکمن. این میزانی که اینها می گویند یعنی ۵۵ میلیون نفر. ایران که بیش از ۶۸ میلیون نفر جمعیت ندارد.. پس تکلیف چیست؟ استان هایی چون بوشهر، فارس، اصفهان، مرکزی، کرمان، یزد، سمنان، مازندران، خراسانهای شمالی- جنونی و مرکزی، گیلان، همدان، لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه، تهران و قم چه می شود؟ آیا در این استان ها تنها ۱۲ میلیون نفر زندگی می کنند؟ من از این پان هایی که متعلق به این قومیت ها هستند عاجزانه می خواهم یک جایی جمع شوند و اول تکلیف خود را در مورد جمعیت مشخص کنند تا آن وقت به ادعاهایشان برسیم. امثال من تنها از فرافکنی و دروغ و تحریف تاریخ می ترسیم. چندی پیش یکی از نویسندگان اردنی بنام جمیل النمری با استفاده از آماری که همین آقایان می دهند مقاله ای را نوشته بود و ادعاهایی را مطرح کرده بود. به نظر شما این آقا چه اندازه ایران و مردم آن را می شناسد و از آن آمار دارد؟ غیر این است که عده ای با غرض و تنها برای به آشوب کشاندن ایران این گونه غرض ورزی می کنند؟ من تمام ایرانی ها را دوست دارم... همه آنها برادر من هستند، اما به یاد داشته باشیم آنهایی که اینگونه فتنه انگیزی می کنند هیچ جایی در قلب هیچ ایرانی ندارند. برای من نوعی ترک و کرد و عرب و فارس و بلوچ و لر و .... همه به یک میزان دوست داشتنی هستند چه اینکه بهترین دوستانم از این قومیت ها هستند.
از قدیم گفته اند که شاهد از غیب می رسد و عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. داشتم امروز رونامه کویتی السیاسه را که این روزها شترش را پالان کرده و به ایران می تازد، می خواندم که در قسمت تقاریر- گزارش هایش ( اینجا بخوانید) با مطلب جالبی روبه رو شد. نویسنده که به حساب دلسوز اقوام ایرانی شده بود و از رنج آنها ناراحت، آماری از قومیت های ایرانی داده بود. در آمار ایشان جمیعت ۶۸ میلیونی ایران ۷۰ میلیون نفر و جمعیت اعراب ایران از این تعداد ۳ درصد بود. به هر حال این هم شاهدی برای آنانی که می گویند در ایران ۸ میلیون!!! عرب زندگی می کنند. خدا کند که بیشتر شوند شاید...، به هر حال دروغ گفتن بد است به خصوص این که دروغ فتنه انگیز باشد. باز هم می گویم همه ایرانی ها را دوست دارم و هیچ تفاوتی میان هیچ کدامشان قایل نیستم. این مطلب هم تنها به برای شفاف سازی و پاسخ به عده ای که همیشه مرا دروغگو می خوانند نوشتم.

اما این کسی نیست جز عبدا... شاه اردن که این گونه لباس لجنی پوشیده و ژست آنچنانی گرفته.... کسی که مادرش دختر یک افسر انگلیسی شاغل در ارتش اردن بود و زنش ملکه رانیا نیز انگلیسی تمام عیاری است.... مانند پدرش کاسه گداییش در دستش است تا بتواند مردم گرسنه اش را نان دهد... حالا هم که چوب مخالفت با ایران را بلند کرده و هر جا می رسد به ایران فحش می دهد... خیر سرش هاشمی است و جدش شیعه بوده و شریف مکه. بگذریم.... حالا هر کس نداند فکر می کند ارتشی که فرماندهیش را بر عهده دارد آن چنان بزرگ است که حریف می طلبد، اما باید بگویم که ارتش اردن که در سپتامبر ۱۹۷۰ فلسطینی ها را سرکوب کرد هیچ قدرتی ندارد... عبدا... سالی چند روز را در پادگانهای این کشور سپری می کند تا به سربازانش روحیه دهد.... به هر حال این اردن کشور خطرناکی است به خصوص اینکه پایتختش امان مرکز تجمع پان عربها شده و هر روز قصه ای را در مورد ایران سر می کنند. به تازگی هم منافقین و بعثی ها آنجا را مرکز ارتباطی خود کرده اند. در آخر هم باید بگویم یادم نمی رود آن روزی که این عبدا... با توصیه آمریکایی ها و انگلیسی ها به پدرش جای طلال را گرفت.. آمده بود تا نطق کند اما زا قضا عربی هم بلد نبود.. می گویند به تازگی دیوان شعرش را هم چاپ می کند... جل الخالق.
خبرگزاری فرانسه چندین عکس از نشست وزرای خارجه کشورهای همسایه عراق در استانبول مخابره کرده بود، اما هیچ کدامشان به اندازه این مرا به خود جلب نکرد، البته من عکس را بریده ام و کوچک کردم. حاج منوچهر متکی وزیر امورخارجه دولت احمدی نژاد مانند اخراجی ها گوشه ای ایستاده است. ور دستش وزیر امورخارجه بحرین است، نفر بعدی فکر کنم دبیر سازمان کنفرانس اسلامی اکمل الدین احسان اوغلو باشد و نفر چهارم هم خانم رایس وزیر امورخارجه بوش.این یکی از عکس های تاریخی است.... دارم در ذهنم دوره می کنم که اگر دوره خاتمی بود کمال خرازی هم جرات می کرد چنین کاری کند؟ و بعد هم دارم به این فکر می کنم که آیا دایره جنگ به همین اندازه نزدیک است که منوچهر خان و خانم رایس به هم لبخند می زنند و عکس یادگاری می گیرند... من که در بازی روزگار مانده ام... خودتان قضاوت کنید..
