تبليغاتX
در امتداد سکوت....

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

من پایان نامه کارشناسی ارشدم در مورد دوره رضاشاه است و به جرات می گویم بیشتر کتاب هایی که مربوط به این دوره است را مطالعه کرده ام. این دوره را دوره گذار ایران از جامعه سنتی به سمت جامعه مدرن می دانم که در آن ایران توانست با فلبه بر مشکلات عدیده دستکم استقلال داخلی و مرزهای خود را بازیابد و بسیاری از شورشیان و راهزنان را سرکوب کند. در این راه پر خون بسیاری از بین رفتند که شمار زیادی از آنها سربازان ارتش نوپای ایران بودند که اگر کسی امروزه پا به حافظیه شیراز بگذارد می تواند بر قبر برخی از آنها فاتحه ای بخواند. بیشتر این سربازان در مقابله با این شورشیان و راهزنان از بین رفتند. به عنوان کسی که تاریخ خوانده - نه یک مورخ - به این ایمان دارم که به رضاشاه و اقدامات او به نوعی کم محلی شده است، البته این تلافی است که تاریخ بر سر رضاشاه درآورد. رفتاری که او و فرزندش با سلسله قاجار کردند، امروزه مورخان ما در جمهوری اسلامی بر سر آنها در می آورند و به گونه ای او را نجس قلمداد کرده اند که گاهی اوقات احساس می شود هر گونه سخن گفتن از این دوره ممنوع است. البته بسیاری از اقدامات رضاشاه قابل دفاع نیست اما یک مورخ هم نباید اسیر سیاست زدگی ها شود و باید کار خود را انجام دهد. در همین مورد چندی پیش مطلبی در روزنامه اعتمادملی چاپ شد که پاسخ دوستی از شیراز را به همراه داشت. من هم در پاسخ به آن، مطلبی نوشتم. از آنجا که این نوشته باور من نسبت به تاریخ و ایران را می رساند. مطلب من را می توانید در اینجا و یا در ادامه مطلب بخوانید و مطلب آقای حامد اکبری را هم در اینجا. تمام مطلب را هم در اینجا می توانید مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 1:31  توسط کریم جعفری  | 

روزنامه ما خیلی با حال است. روز فردوسی هفته گذشته، یعنی ۲۵ اسفندماه بود. اما ما آن روز به پاره ای دلایل نتوانستیم در مورد سخنسرای بزرگ کشورمان مطلبی بنویسیم. قرار بر آن شد تا بچه ها هر کدام در این مورد مطالبی را آماده کنند و برای امروز برسانند. من هم در این مورد به چند تن از این اساتید تاریخ رو زدم و از آنها خواستم تا یاریم کنند که متاسفانه هر کدام از آنها بهانه ای آوردند. ناچار خودم دست به قلم شدم تا برای دوره ای که فاصله زیادی با آن دارم، قلم فرسایی کنم و خودم را بار دیگر امتحان کنم. علاقه من به فردوسی بزرگ نه از این رو است که حماسه سرا است، بلکه از این رو است که او یک ایرانی خردگرایی است که تمام دار و ندار و زندگی اش را بر روی خوسته های انسانیش گذاشته تا از این طریق راه خرد گرایی را ادامه دهد. فردوسی نماد تمام نمای انسان ایرانی است که برای حفظ حرمت انسانی می سراید و از بدی گریزان است. در شمار ساعت های رفته از این خاک، ایرانیان بسیاری برای در تلاش بوده اند تا هویت ایرانی را به منصه ظهرو برسانند و به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران عرصه داستان و حماسه هیچ کس نتوانسته مانند فردوسی در این راه گام بردارد. سال گذشته هم از فردوسی نوشتم و نسبت به جایگاه بلندش عرض ارادتی کردم. اما امثال نیز با موضوعی دیگر و خیالی دیگر از فردوسی نوشتم.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 9:53  توسط کریم جعفری  | 

فرمانده به حساب ارتش مجمع الجزایر بحرین در گفت و گویی با روزنامه لندنی الحیات، سخنانی را بر زبان رانده است که جز گنده گویی و گنده.... نام دیگری نمی توان بر آن نهاد. این مردک احمق که هر غلطی می خواهد در مجمع الجزایر بحرین می کند فکر کرده ایران که بحرین پاره جدا نشدنی آن است، مثل خودشان است که در برابر هر کس و ناکسی سر فرود اورد. این مردک که نام خود را هم ژنرال گذاشته می گوید آنها توان دفاع از خود را در مقابل هر گونه حمله ایران دارد. آخه یکی نیست به این فلک زده بگوید همه شماها عرب های پاپتی در هشت سال جنگ عراق علیه ایران به همراه تمام ارباب هایتان از پس جوانان ایرانی برنیامدید، حالا که ایران در اوج قدرت نظامی خود است از توان دفاع در برابر ایران می گوید. شیخ نیم وجبی بنام خلیفه بن احمد آل خلیفه در ادامه این گفت و گو ایران را متهم کرده است که دارد امنیت کشورهای عربی را با تلاش بیهوده خود به هم می زند. به هر حال باز هم از ما نصیحت به این عرب های پر روی منطقه که تا چشم غربی را در منطقه می بینند، دم درمی آورند با دم شیر بازی نکنند. آخه شما را چه به این حرف ها... بحرین که تمام جنگنده هایش روی هم ۱۰ اف ۱۶ نمی شود و ارتشش هم ۱۰ هزار نفر نیست بهتر است بیش از اینها زر زیادی نزند و از این ارتش در راستای سرکوبی مردم مظلوم به خصوص شیعیان استفاده کند. به این آقا می گویم ایران را اشارتی بس است تا همه شما را به هوا بفرستد.... اگر ایران اراده کند دودمان انگلیسی شما برای همیشه بر باد خواد رفت و به همان ریگزارهای نجد فرار خواهید کرد و بار دیگر به خوردن غذای مورد علاقه اتان روی خواهید آورد......

پی نوشت: منظور من از این نوشته و نام بردن از اعراب، برادران خوب و دوستان عزیز عربم در ایران نیست. آنها همه عزیزان من و از مردم ایران هستند که برای دفاع از این آب و خاک از هیچ تلاشی دریغ نکرده و نخواهند کرد. بنابراین آنها این حرف ها را به دل نگیرند که خودشان بهتر از من عربی بلدند و می دانند که این رسانه های آنورکی چه غلطی دارند می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 15:23  توسط کریم جعفری  | 

در تحولا‌ت امروز خاورميانه آنچه كه بيشتر از همه نمود پيدا مي‌كند، جنگ و درگيري و اختلا‌فات سياسي است. براي حل اين مشكلا‌ت است كه هر از چندگاهي نشستي و كنفرانسي تشكيل مي‌شود تا در آن به چاره‌‌انديشي در اين موارد بپردازند. نشست روز يكشنبه وزراي خارجه تعدادي از كشورهاي عرب كه در قاهره براي بررسي تحولا‌ت لبنان گردهم آمده بودند، نمونه‌اي از اين نشست‌ها بود كه در آن اعراب باز هم نتوانستند در مورد موضوعي با هم به هماهنگي برسند.نشست اضطراري قاهره اما ميداني شد تا در آن مقامات سعودي كه در ماجراي لبنان كم آورده بودند، با توهين مستقيم به رهبري مقاومت كه در حال حاضر محبوب‌ترين شخصيت جهان عرب است، بخواهند كمي از ناكامي‌هاي خود را بكاهند. سعود الفيصل وزير امور خارجه سعودي كه در اين پست پير شده است......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 9:7  توسط کریم جعفری  | 

لبنان رو به ارامش می رود و در این میان می توان گفت که این کشور کوچک که می رفت تا در خود حوادث تکان دهنده ای را داشته باشد و از این رهگذر بار دیگر شاهد جنگ های داخلی باشد، در حرکتی متفاوت هر چند با کشته شدن ده ها تن به منزلی دیگر رسید. دولت سنیوره و جریان ۱۴ مارس باز هم در برابر قدرت حزب الله سر تعظیم فرود آورده و بیروت که در کنترل مخالفان قرار داشت تحویل ارتش شد تنا به این ترتیب روزهای سرنوشت این کشور رقم بخورد. امروز در قاهره وزرای خارجه کشورهای عرب دور هم جمع می شوند تا گلی را که در لبنان کاشته اند هرس کنند و از این رو انتظار چندانی از آنها نمی رود. باید گفت که وضعیت چنان در این کشور کوچک پیچیده شده است که فکر کردن به آن هم سر آدم را به درد می آورد. جنبلاط که فعلا دمش بریده شده و به گوشه ای خزیده است، سعدالحریری هم انتظار می رود بار دیگر به مامن امنش یعنی عربستان برود و با بندر بن سلطان قهوه عربی بنوشد و دوباره برای به هم ریختن اوضاع به طرح نقشه بپردازد، جعجع هم که آن قدرت دوران جنگ داخلی را ندارد و فقط بیانیه می خواند، امین جمیل هم فعلا در پاریس است و مهمان بردارد کوشنر، سنیوره هم که می خواست استعفا دهد و در حال حاضر مانده. ارتش هم در اقدامی مصوبات دولت سنیوره را ملغی اعلام کرد و سرتیپ وفیق شقیر بار دیگر به عنوان مسول امنیتی فرودگاه بیروت به سر کار خود بازگشت و در مورد شبکه مخابراتی حزب الله هم گفته که ماجرا را به گونه ای حل می کند که نه سیخ بسوزد و نه کباب. یادداشت امروزم در روزنامه را می توانید در اینجا و یا در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 9:27  توسط کریم جعفری  | 

شبکه خبری العربیه که به شدت ساز مخالف با ایران را مس زند و در بخش های مختلف خبری خود ایران را به انحاء مختلف محکوم می کند در جدیدترین اقدام خود بخش فارسی پایگاه خبری خود بر روی وب را هم راه اندازی کرده است. این پایگاه فارسی مانند شبکه بی بی سی ترجمه کامل اخبار عربی سایت را در خود دارد و فعلا عنوان آزمایشی را هم بر خود گرفته است. از کسانی که به این پایگاه خبری سر می زنند می خواهم با دقت بیشتر و بهتری اخبار آن را پی گیری کنند. اعراب همراه آمریکا فعلا جنگ سرد مخربی را علیه ایران آغاز کرده اند و من انتظار دارم که این درگیری ها بیشتر و بیشتر هم شود. این شبکه خبری و تمام وابسته های آن مانند الشرق الاوسط همه به نوعی با ایران سر جنگ دارند و من مطوئن هستم مانند دراکولا بوی خون به مشامشان خورده است که اینگونه بی محابا می نویسند. البته اینکه یک پایگاه خبری عرب زبان بخش فارسی هم داشته باشد جالب است، چرا که فارسی زبانان و ایرانیان بهتر و بیشتر می توانند به ماهیت شوم این گونه سایت ها و پایگاه ها پی ببرند. چه بوده که آنها اقدام به راه اندازی این وبگاه کرده اند خدا می داند.

پی نوشت: نمی دانم چه شد که امروز ۲ تا پست داشتم. به هر حال پیش می آید....

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 18:46  توسط کریم جعفری  | 

مطلبی را در روز خلیج فارس در روزنامه نوشتم که متن آن در وبلاگم هم آمد. این مطلب هفت بند داشت و هر بند آن هم در درون خود چند نکته را در بر گرفته بود. اما این نوع قلم زدن در جامعه مطبوعاتی کشور و با این لحن اگر بگویم بی سابقه است، دروغ نگفته ام. اما آنچه در این میان برایم جالب بود، عملکرد شرکت هواپیمایی ماهان بود، من در مطلب خودم گیر به شرکت های هواپیمایی عرب داده بودم اما مثل اینکه این شرکت وطنی هم چندان دلخوشی از نام خلیج فارس ندارد. روز چهارشنبه و در جلسه علنی مجلس تذکری به وزیر راه در این مورد داده شد که باز هم از عجایب روزگار ما بود. ۵ نماینده اقلیت های مذهبی در مجلس در تذکری به وزیر راه از وی خواستند به خطوط هوای ماهان هشدار دهد تا از این به بعد در استفاده از نام خلیج فارس دقت کند. به هر حال امیدوارم نمایندگان باغیرت مسلمان هم از آنها یاد بگیرند و در این راه گام بردارند و حس وطن دوستی را از این آقایان یاد بگیرند.

پی نوشت: پس از حوادث لبنان این روزها اعراب تا می توانند بر علیه ایران می نویسند. دستشان کم نمی رود. طارق حمید سردبیر الشرق الاوسط در مطلبش از رابطه ایران با حزب الله نوشته و در آن کلی به ایران بد و بیراه گفته و در مطلب دیگری محمد بن عبدالطیف آل شیخ در روزنامه الجزیره عربستان به ایرانیان و به خصوص زنان ایرانی تاخته است. به هر حال خدا خودش ختم به خیر کند.

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 14:6  توسط کریم جعفری  | 

به سلامتی همه فعلا در کوچه های بیروت درگیری در حال شدید شدن است. شلیک پیاپی مسلسل تمام شهر را در بر گرفته است. شبکه العربیه فتنه می کند، الجزیره خبر می دهد و العالم هم همینطور. سید حسن نصرالله هم هشدار شدیدی به طرف های مقابل داده است. حال باید دید کار به کجا خواهد رسید. طرفداران طرفین دارند به هم سنگ پرتاب می کنند و ارتش هم وامانده که بین این همه آدم چه کند. البته درگیری ها مربوط به بیروت نیست و در شهرهای دیگر هم درگیری شدید است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 21:11  توسط کریم جعفری  | 

لبنان روز گذشته را در حالی به سر برد که بیروت پایتخت این کشور آبستن حوادث بسیاری بود. سخنان تحریک آمیز هر یک از طرفین مورد مناقشه به خیابانها کشیده شد و عملا در بیروت اعتصابی سخت به وجود امد. در این میان بود که این شهر در تعطیلی کامل به سر برد. درگیری هایی نیز میان طرفین صورت گرفت که در آن از شلیک آر پی جی هم دریغ نکردند و عملا این کشور در تعطیلی کامل به سر برد و کاملا فلج شده بود. دیوید ولش معاون وزیر امورخارجه آمریکا در سفر دو هفته قبل خود از تابستانی داغ سخن رانده بود که من هم منظر أن هستم، منطقه یک تصفیه حساب نیاز دارد و دیر یا زود این تصفیه باید صورت بگیرد. هیچ کس هم حاضر نیست از خر شیطان پایین بیاید و فکری به حال مردم کند. آمریکایی ها دارند در آخرین ماه های حکومت بوش مقدمات یک طرح " تیری در تاریکی " را اجرا می کنند که خدا عاقبت و آخرش را به خیر کند. اینکه چرا لبنان باید سرآغاز این درگیری ها باشد، به موقعیت ویژه ان باز می گردد که برای شکل دهی خاورمیانه آینده به آن نیاز است. نیروهای سیاسی در لبنان امروز تبدیل به نیروهای نظامی هم شده اند و باید منتظر بود که آیا لبنان بار دیگر وارد جنگ داخلی خواهد شد یا نه؟ آیا لبنانی ها - منظورم طرفداران جریان ۱۴ مارس است - عرضه آن را دارند که تفنگ به دست بگیرند و وارد جنگ شوند؟ به هر حال باید منتظر بود و دید... آینده چندان دور نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 0:38  توسط کریم جعفری  | 

تحولا‌ت سياسي در لبنان با كشيده شدن به سال 2008 ميلا‌دي و ادامه بحران سياسي در آن روزهاي سخت و پرتلا‌طمي را مي‌گذراند و اين در حالي است كه قدرت‌هاي داخلي حاضر در لبنان و نيروهاي تاثيرگذار منطقه‌اي در روند اين تحولا‌ت نه به سازش ميان خود رسيده‌اند و نه حاضرند به اين سادگي پاي خود را از گليم عروس خاورميانه بيرون بكشند. اما تحولا‌ت سياسي در اين كشور اين روزها وارد مرحله تازه‌اي شده است كه پس از ترور عماد مغنيه از فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان، سردرگمي در آن بيشتر و بيشتر مي‌شود.
مشخص شدن نقش برخي از كشورهاي منطقه و برخي از گروه‌ها و احزاب لبناني در اين ترور صحنه امنيتي منطقه به خصوص لبنان را به سمتي سوق داده است كه ميانجيگري هيچيك از مقامات عرب نتوانسته آن را بشكند. طلسم لبنان به نظر مي‌رسد در جاي ديگري است اما لبناني‌ها خود نيز در طلسم شدن خود مشاركت دارند و به نظر مي‌رشد تنها خود آنها هستند كه مي‌توانند به اين طلسم پايان دهند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 10:36  توسط کریم جعفری  | 

در هفته ای که گذشت روز ۱۰ اردیبهشت به عنوان روز خلیج فارس شناخته شد. متاسفانه و یا خوشبختانه من تهران نبودم ولی در روزنامه مطلبی را با همین عنوان نوشته بودم که چاپ شد ولی طبق معمول سایت روزنامه خراب بود تا آن را در اینجا بگذارم. به هر حال می توانید این مطلب را در ادامه مطلب بخوانید و نظر خود را هم در این مورد بدهعید. آنچه مهم است اهمیت خلیج فارس برای ما ایرانی هاست ولی بسیاری از عوامل دیگر هم در این میان وجود دارد که باید به آن پرداخته شود. خلیجی که باید همیشه فارس بماند و اقدام شرکت گوگل هم نمی توانید چیزی از آن بکاهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 13:41  توسط کریم جعفری  | 

سوریه این روزها در کانون توجهات جهانی است. حرف و حدیث ها در مورد این کشور بسیار زیاد است و هر کس به فراخور احوالش سخنی در این مورد می گوید. اما آنچه مهم است جایگاه فعلی سوریه در منطقه است که چوب هر دو سر نجس شده، اعراب که از رابطه این کشور با ایران به شدت خشمگین هستند مقامات دمشق را متهم می کنند که نمی گذارند در لبنان رئیس جمهور تعیین شود و از جانب دیگر هم اسراییلی ها هستند که این کشور را متهم می کنند به حماس و حزب الله کمک می کند. به هر حال یادداشتم در مورد سفر اردوغان به سوریه و نقش سوریه در منطقه را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 18:22  توسط کریم جعفری  | 

شبکه تلویزیونی بی بی سی که سابقه ای به اندازه رادیو و تلویزیون دارد، چند صباحی است که شبکه خبری عربی خود را راه انداخته است. همانطور که رادیوهایش انقلاب می کند و تلویزیونش هنوز هم پر بیننده است، این شبکه عربی اش هم دارد گل می کند. فکر کنم دو ماهی است که راه افتاده است ولی توانسته جای خود را باز کند. سیاستش هم کاملا انگلیسی است. الآن که دارم این مطلب را می نویسم گفت و گویش در مورد فلسطین است و صلح و محاصره غزه و حملات و ... در مورد همه چیز فلسطین دارند حرف می زنند و من هم از اولش دارم کاملا نگاه می کنم. میهمانان این برنامه ایمن طه سخنگوی حماس، عبدلباری عطوان سردبیر القدس العربی، نبیل شعث از کادر رهبری فتح، نایب کوهین روزنامه نگار اسراییلی بودند. جالب است که بدانید آنها اصلا بیت المقدس را بر عکس شبکه انگلیسی خود اورشلیم نمی نامند و بسیاری از ملاحظات دیگر. در مورد گفت و گوی امشب باید بگویم واقعا کیف کردم... اگر این شبکه بخواهد همینجوری ادامه دهد فردا داد اسراییلی ها را در می آورد. هر کدام از شرکت کنندگان در گفت و گو بدون آنکه خودسانسوری کنند حرفشان را زدند. در این میان عبدالباری عطوان دو سه بار چنان یقه روزنامه نگار اسراییلی را با چند تا سوال گرفت که بدبخت کم مانده بود فرار کند. حال ما هم شبکه العالم را داریم... شبکه خبری العالم... با این همه هزینه و خرج و پول بیت المال که مثل ریگ بیابان خرج می شود.... قابل مقایسه نیست... دیگر آنکه شبکه تلویزیونی فارسی بی بی سی چه خواهد شد.... باید منتظر بود و دید.....

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 0:39  توسط کریم جعفری  | 

در سر بالایی خیالم و تمام چم و خم هایی که می توانم از هر گوشه اش تو را به تماشا بنشینم و فریاد کنم، نه در خالی خودم و نه در هشیاری تمام، مستی را هم بهانه می کنم و آنگاه در پشت شطرنجی نگاهم به سراغ اندیشه ای می روم که سال ها پیش با من قد کشید و خودش را در عبور گیج شب ها یافت.... تند بادی از بالای تمام خاطراتم می وزد، پابه پای تمام روزهای رفته ام می دوم و در خوانش های ابدی ذهنم دنبال حضوری از جنس تو می گردم. خیالم را به رنگ اقیانوس در می آورم و در نهانگاه خودم فریاد می زنم. دیگر چیزی برای فراموش کردن نیست، تو ابد محکوم به رفتنی و باید روزی را به یاد بیاوری که غیر از رفتن هیچ راهی نداری و و باید رفتن را انتخاب کنی و راه بیفتی... دیشب باد می آمد، تمام خاطراتم با خودش برد، در خواب و بیداری هنگامی که سکوت محضی همه جا را در بر گرفته بود نمی دانم چرا جس ندیدن مرا در خودش فرو برده بود... تو در ناگهان ذهم من متولد شدی و قد کشیدی، همزاد من شدی و در خود گم شدی و هنگام پیدا شدن من آمدی... امروز سال ها از آن روز می گذرد. سال های سال. نمی دانم شاید در گردبادی که آن روز خودش را از ساحل به دریا کشید و دریا را توفانی کرد کشتی خاطراتم غرق شد و یا اینکه در ساحلی دیگر به گل نشست - چیزی را به خاطر نمی آورم - قاصذک نیز چند صباحی است که خبری ندارد و خبر نمی آورد و انگار دلش هم نمی خواهد داشته باشد. هنوز در وزش آن گردباد سرخ مانده ام... قایق هایی که آن روز غروب برای نجات تو آمدندنمی دانم چرا هرگز برنگشتند و انگار آنها هم به دنبال کشتی خاطراتم راه گم کرده اند، دارم خودم را دوره می کنم و انگار این گتاب هیچ پایانی ندارد و در سطرهای آخر آن نیز داستانی نمی خواهد نوشته شود...... این دیگر از آن روزها نیست که به این سادگی ها شب شود و آفتاب از فراز گیسکان دست گرم دشتستان را در خود بپیچاند و آنگاه در خور مزین و یا کمی آن طرف تر در نگاه تو غروب کند، امروز از آن روزها نیست که من انتظارم به پایان برسد و انگار این انتظار دوست دادر همچنان ادامه داشته باشد و مرا در خودش بگیرد و....

دارم در سر بالایی خیالم می گردم و گاهی هم به خیالات تو سرک می کشم، فریادم در پژواکی بلند بر می گردد و به یادم می آورد که فراموش کرده ای، باید در این بودن همچنان سرگرم باشی و فراموش کنی آن روزها را، باید خاطراتت را به همان کشتی به گل نشسته بسپاری و خودت را فارغ از همه چیز بار دیگر به خوانش بنشینی و بسرایی... اما مگر می شود؟ مگر می شود فراموش کرد؟ مگر می شود در این انتظار بلند خودت را در تنهایی تمام همچنان دوره کنی و خاطراتت را هم راه توشه ات کنی... باید این راه را ادامه دهی که هیچ فرعی ندارد. افکارم در تبادل خود میان تپش قلب و اندیشه عقل مانده است، دو راهی گنگی که هیچ تفاوتی با هم ندارند، بن بست هیچکدام مشخص نیست و معلوم نیست که باید از کدام راه بروم... فعلا سر این دوراهی مانده ام و مو سپید می کنم... شاید این مو سپید کردن هم روزی به پایان برسد و من همچنان آنچا باشم و تازه عصا به دست گرفته باشم که بتوانم افق را به نظاره بنشینم و همچنان انتظار بکشم... یادگاری من از آن روزها دلنوشته هایی است که گاهی به خواندن آنها دلخوش می کنم و این هم از همان دلنوشته هاست....

+ نوشته شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 2:56  توسط کریم جعفری  | 

در پست های قبل در مصاحبه با دوست خوبم احسان هوشمند با او در مورد قوم گرایی در ایران معاصر به سخن نشستم. بر این مصاحبه مقدمه ای بلند نوشتم که در پست های قبلی نیامد و از آنجا که این مقدمه باورهای مرا در مورد ایرانیان می رساند آن را در اینجا می آورم تا بخوانند آنان که دوست دارند...

ايران امروز گستره‌ای است از سرزمینی به مراتب پهناورتر كه در طول تاریخ تحولا‌ت سیاسی و نظامی بنام ایران به جا مانده است. ایرانی كه امروز ما میراث‌دار آن هستیم در گذشته‌ای نه چندان دور از مناطقی تشكیل شده بود كه در آن حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مهمتر از همه فرهنگی با هویتی بنام ایران در جریان بود. این گستره را امروز می‌توان در هر چهار جهت اصلی سرزمین ایران جست؛ از آسیای مركزی گرفته تا قفقاز و آسیای صغیر، عراق، افغانستان و مناطقی از كشور امروزین پاكستان.
این سرزمین‌ها كه بیشتر آنها در 200 سال اخیر از ایران جدا شده‌اند در خود هنوز هم میراث ایرانی را دارند و از آن به عنوان مرزهای ایران فرهنگی یاد می‌كنند. ایران بر اساس الگوهای تعریف‌شده یكی از چهار تمدن به جا مانده از دنیای باستان است كه موفق شده است در گذر زمان بسیاری از داشته‌های فرهنگی و اجتماعی خود را نگه دارد و از این رو برای بسیاری از پژوهشگران عرصه تاریخ و فرهنگ و اجتماع جذابیت‌های فراوانی برای پژوهش دارد. در این گستره تاریخی است كه هویت ایرانی شكل گرفت و علی‌رغم هفت بار تهاجم و اشغال به واسطه بنیه قوی فرهنگی و اجتماعی توانست مهاجمان را نه تنها در فرهنگ غنی خود جذب كند، بلكه توفیق آن را داشت تا داشته‌های آنها را هم به عنوان خرده‌فرهنگ در درون خود نگه داشته و از آنها استفاده كند. ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود همواره محل گذر اقوام مختلف بوده و این اقوام با مهاجرت به نجد ایران و سكنی گزیدن در آن جزئی از هویت ایرانی به شمار رفته و چند نسل بعد خود از نگهبانان این مرز و بوم شده‌اند. كشش‌های تاریخی و سرزمینی ایران همواره این جایگاه را داشته است تا زودتر از آنچه مردمان دیگر سرزمین‌ها داشته‌اند، روابط قوی و همه جانبه‌ای را با مهاجران برقرار كند. ساكنان باستانی ایران از بزرگ‌ترین مهاجران به این سرزمین به گرمی استقبال كردند و هنگامی كه این مهاجران یعنی آریایی‌ها نخستین جهان امپراتوری را در سطح جهان برپا كردند دوشادوش آنها در راه سربلندی و گسترش این امپراتوری مبارزه كردند و هنگامی كه مورد تجاوز و حمله قرار گرفت به مدافعان سرسخت ایران تبدیل شدند.
ایران هر چند تا زمان حمله اعراب تركیب جمعیتی یكسانی داشت، اما ورود اسلا‌م به ایران و ندای وحدتی كه این دین آسمانی با خود آورد، باعث شد تا مرزهای ایران به روی دیگر اقوام هم گشوده شود و جامعه اسلا‌می پذیرای خیل انبوه مسلمانان گردد. مهاجرت گسترده‌ای كه تا زمان هجوم مغولا‌ن غیرمسلمان به ایران صورت گرفت، باعث تشكیل حكومت‌هایی در نجد ایران شد كه در دوره سلجوقیان گستره آن از كاشغر در چین امروزین تا سواحل مدیترانه بود. باز هم عامل پیوند دهنده این سرزمین پهناور زبان فارسی و هویت ایرانی بود كه در دستگاه دیوانی حكومت‌ها در جریان بود. هجوم مغولا‌ن به ایران دوره تاریخی تازه‌ای را گشود كه علی رغم وجود قومی مهاجم در ایران می‌شد برای اولین بار پس از ساسانیان آنها را مدافع نام ایران برشمرد. ایلخانان مغول پس از جدایی از دربار خان بزرگ، به سرعت در چارچوب مرزهای ایران به دفاع از ایران پرداختند و با پذیرفتن دین اسلا‌م، توانستند ایرانیان و به خصوص دیوانیان ایرانی را با خود همراه كنند. در این دوره بود كه ایلخانان با نام ایران به مراوده با كشورهای اروپایی پرداختند و نام ایران را بار دیگر وارد عرصه سیاست جهانی كردند.
اما ایران امروز كه در خود بسیاری از این خرده فرهنگ‌ها را دارد، از زمان اوج گرفتن استعمار نوین و بازی با هویت‌های ریشه دار، زمزمه‌های ناخوشایندی را می‌شنود كه با اطمینان می‌توان گفت نه از زبان ایرانی، بلكه از زبان تعدادی ناآگاه از تاریخ بیان می‌شود. تهاجم به هویت تاریخی ایرانی كه در راستای فعالیت‌های تفرقه افكنانه بیان می‌شود بسیاری از ایرانیان را آزرده خاطر كرده است. ایرانیانی كه قرن‌ها در كنار هم زندگی كرده و برای حفظ میراث پدران خود جانفشانی‌ها كرده‌اند. استفاده از برخی واژه‌های نامانوس توسط این افراد در حالی تمام تاریخ ایران را به زیر سوال می‌برد كه همه بر این باورند ما در ایران ملیت واحد داشته و داریم و این اقوام ایرانی هستند كه در نواحی مختلف ایران زندگی می‌كنند و خود را پاره‌ای جدانشدنی از ایران می‌دانند. با این برداشت است كه ایرانیان قرن‌های متمادی با وجود كثرت اقوام در كنار هم زندگی آرامی را داشته‌اند و در گذر تاریخ خوبی‌ها و بدی‌ها، خوشی و غم‌ها را با هم سر كرده‌اند. گذشته از مواضعی كه این گروه‌ها دارند، در بعد دیگر قضیه نیز تشكیلا‌تی به‌نام دولت قرار دارد كه چه در پیش و چه در بعد از انقلا‌ب بیشترین نگاه‌ها و توجه‌ها به آن بوده است. چه بسا این گروه‌ها در تهاجم خود برای از بین بردن هم‌آوایی ایرانیان، دولت‌های حاكم را به عنوان نماد پیوند سیاسی مورد حمله قرار داده و با استفاده از كوچكترین مورد آن را به باد انتقاد قرار می‌دهند. حال مواضعی كه دولت‌ها می‌گیرند و عملكرد این دولت‌ها می‌تواند مورد توجه باشد، چه آنكه دولت‌ها و یا به عبارت بهتر حكومت‌ها در جهان سوم بیشترین بار مسوولیت را بر دوش دارند؛ چرا كه نه تنها ثروت، بلكه تمام برنامه‌های توسعه‌ای نیز با نظر و نظارت آنها اعمال می‌شود. با توجه به تمام موارد بالا‌ است كه درصدد برآمدیم تا با كالبدشكافی موضوع، گوشه‌هایی از آن را بررسی كنیم و در این مورد نقبی به گوشه‌های مختلف ماجرا بزنیم. در این نقد و بررسی كه با حضور آقای احسان هوشمند كارشناس مسائل اجتماعی و از پژوهشگران این عرصه صورت گرفت؛ تلا‌ش شد تا به آنچه كه باید بپردازیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 9:57  توسط کریم جعفری  | 

جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا در سفری ۹ روزه به منطقه خاورمیانه تلاش کرد تا واسطه صلح و یا حداقل واسطه ای باشد برای برقراری آتش بسی حداقلی. کارتر ابتدا به سرزمین های ۱۹۴۸ رفت تا در آنجا افسران اسراییلی لاشه های موشک فلسطینی ها را به وی نشان دهند و از این رو بود که او را به اطراف نوار غزه بردند و در روزی که او از شهرک اسدروت دیدار می کرد فلسطینی ها حتا یک موشک هم به این شهرک شلیک نکردند. کارتر احترام خاصی در جامعه جهانی دارد و از این رو است که او را در کشورهای منطقه بسان یک مقام رسمی پذیرا شدند و روسای جمهور کشورها با او دیدار کردند. اما نکته مهم سفر کارتر به منطقه دیدار او با رهبران حماس بوده است. او یک بار در مصر با محمود الزهار و سعید صیام دیدار کرد و بار دوم در دمشق با خالد مشعل رهبر حماس و این علی رغم مخالفت آمریکایی ها و اسراییلی ها با این موضوع بود. بنابراین باید گفت دو دور دیدار مشعل و کارتر فرصت خوبی برای حماس بود تا او را از مواضع خود آگاه سازند. در این میان است که کارتر از حماس می خواهد تا از شلیک موشک به سمت شهرک های یهودی نشین خودداری کنند و سرباز اسیر اسراییلی را آزاد نمایند. در مورد سفر کارتر به منطقه و دیدارش با رهبران حماس یادداشتی نوشته ام که می توانید در اینجا و یا در ادامه مطلب بخوانید. خبر آن را هم می توانید در اینجا مطالعه کنید که باز هم خودم نوشته ام.... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 13:21  توسط کریم جعفری  |