تبليغاتX
در امتداد سکوت....

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

از امروز صبح در نوار غزه آتش بس برقرار شده است، آتش بسی که بسیاری آن را شکننده توصیف کرده و بر این باورند که حداکثر دو سه روز پس از برپایی آتش بس باید منتظر شروع دوباره حملات اسراییل از یک طرف و شلیک موشک های فلسطینی ها از جانب دیگر بود. غزه یک سال است به وسیله حماس کنترل می شود و این باریکه با وجو فشارهای گوناگون خارجی و محاصره ای که بر آن روا داشته اند، همچنان مقاوم ایستاده است. مدیریت بدون فساد حماس و قدرت بازدارندگی که رزمندگان فلسطینی از خود برجا گذاشتند این نکته را ثابت کرد که یهودی از خون می ترسد، یک سیلی به او بزن تا صد سال کینه برمی دارد، اما چنان فرار می کند که نگه داشتنش سخت است. به هر حال از امروز آتش بس برقرار شده و قرار است دو طرف هم به آن پایبند باشند. محمود عباس هم گفته که برای آشتی با حماس به زودی راهی غزه خواهد شد و این هم یعنی پیروزی حماس. به هر حال مقاومت تنها راه است، لبنان را مقاومت آزاد کرد و امروز هم در فلسطین محمود عباسی که پای میز مذاکره نشسته بود دست خالی بازگشت و حماسی که مقاومت کرده بود، اسراییل را مجبور به نشستن پای میز مذاکره و پذیرفتن آتش بس کرد. حال شاید برخی بگویند به چه بهایی؟ روس ها در جنگ دوم جهانی ۲۰ میلیون کشته دادند تا آلمان را شکست دهند، حالا فلسطینی ها هم باید کشته دهند تا سرزمینشان آزاد شود.. وعده های بوش هم توخالی از آب در آمده و تشکیل کشور فلسطینی فعلا تو خوابه و همه چیز هم بر آبه... یادداشت امروزم در روزنامه اعتماد ملی در مورد آتش بس حماس و اسراییل را می توانید در اینجا و یا در ادامه مطلب. بخوانید.....

پی نوشت۱: سرمقاله امروز روزنامه القدس العربی که عبدالباری عطوان نوشته بسیار جالب است.. اگه عربی می دونید بخونید.... نوشته عرب ها هم ترسو هستند، هم غافلند و هم....

پی نوشت۲: یادداشت این آدم باسواد!!! باشعور و عرب دوست!! عاقل و فهمیده که سردبیر الشرق الاوسط هست را هم می توانید در اینجا بخوانید... واقعا آدم عارش می آید که به این بگوید آدم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 9:4  توسط کریم جعفری  | 

اول از بازگشتم بگم. روز یکشنبه ۱۹ خردادماه از ایلام به تهران پرواز داشتم که پس از رسیدن به فرودگاه متوجه شدم که داستان تا کامل شدنش هنوز باید ادامه داشته باشد. هوا بار دیگر غبارآلود بود و گرد وخاک ایلام را در بر گرفت. به فرودگاه که رسیدیم گفتند پرواز لغو شده..!! مثل اینکه هواپیما آمده بود بالای فرودگاه و نتوانسته بود بنشیند و دوباره سر خر را کج کرده بود و در فرودگاه کرمانشاه نشسته بود. من هم بلیطم را کنسل کرده و امدم به ترمینال و راه کرمانشاه را با استفاده از سواری در پیش گرفتم. ۲:۳۰ دقیقه راه ۱۸۰ کیلومتری ایلام - کرمانشاه را با گذر از گردنه های صعب العبور و زیبای زاگرس طی کردیم تا به بزرگ ترین شهر غرب کشور رسیدیم. به سراغ شرکت هواپیمایی رفتم که می گفت جا نداریم و باید به خود فرودگاه بروی... با یکی از دوستانم که قرار گذاشته بودیم به فرودگاه رفتیم که دیدیم برعکس همه جا این فرودگاه لیست انتظار هم ندارد و جناب استاندار هم جا گیرشان نیامده تا به ترهان بیایند... نتیجه آنکه ظهر رفتم خانه همان دوست خوب و با هم از دوران دانشگاه گفتیم تا اینکه ساعت ۶ به ترمینا چندان تغییر نکرده کرمانشاه آمدم و با اتوبوس ساعت هفت به سمت تهران راه افتادم. یک اتوبوس بی ۷ آر مدل ۱۳۷۴!!! به زور راه می رفت و ساعت ۴:۳۰ صبح ما را در ترمینال غرب پیاده کرد. این داستان برگشتم بود که دمار از روزگارم درآورد.

اما در ایلام، این شهر کوچک قدیمی و پر اهمیت غرب کشور که حماسه هایی دور و دراز در خود دارد و مردمانش همه با صفا هستند در این چند روز ی که آنجا بودم، علی رغم خشکسالی باز هم جلوه ای برای دیدن داشت. با دوستان خوبم تا آنجا که توانستیم در گوشه و کنار آن گردش کردیم و تا جایی که توانستیم از طبیعت آن بهره بردیم. در ادامه می توانید چند عکس که به یادگار از این سفر گرفته ام را ببینید. در پست های بعد عکس های بیشتری می گذارم..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 13:36  توسط کریم جعفری  | 

مطلب بلندی را در مورد سفرم به ایلام نوشتم که به دلیل خرابی اینترنت همه اش پرید.... کلی باهاش زحمت کشیده بودم در فرصت بعدی باز هم خواهم نوشت.....
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 19:14  توسط کریم جعفری  | 

تو این تعطیلات به من جنوبی و البته تنها در تهران خیلی سخت می گذره و به همین علت از فروردین که تقویم سال ۱۳۸۷ را دیدم تصمیم گرفتم به یه مسافرت برم و البته این مسافرت به بوشهر نباید باشه. اردیبهشت ماه یه جورایی جور شد و چهار روزی رفتم چابهار و الآن هم برای دیدن دوستانم آمدم ایلام. این استان کوچک مرزی غرب کشور که نامی بلند با خود دارد و تاریخی ۶۰۰۰ ساله را با خود یدک می کشد. اما این استان علاوه بر اینکه محروم است از چند بابت دیگه هم واقعا بهش ظلم شده. دو هفته قبل رفتم بلیط هواپیما بگیرم که گفتند روز سه شنبه نلیط نداریم و ماندم که چرا؟ که این رو بعدا فهمیدم که هواپیمایی که به ایلام می رود از این هواپیما ملخی های متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان است که تنها ۷۰ مسافر جابجا می کند. روز چهارشنبه صبح به هر فلاکتی بود خودم را به فرودگاه رساندم - آژانس سر کوچه امان ماشین نداشت و یه ماشینش هم چرخش در رفته بود - که گفتند پرواز تاخیر دارد و به علت گرد و خاک باید یه دو ساعتی معطل بشید. من هم کتاب شیطان بزرگ و شیطان کوچک نوشته الیعزر تسفریر رو درآوردم و خواندم تا حدود ساعت ۷:۳۰ که گفتند ایلامی ها سوار اتوبوس شوند - پرواز ساعت ۵: ۴۵ بود - .... سوار اتوبوس شدیم و رفتیم و رفتیم و رفتیم - پروازهای آسمان هنوز در ترمینال ۴ انجام می شه اما ما برای سوار شدن از ترمینال ۲ هم گذشتیم، از سوله های تعمیراتی هما و آسمان یکی دو شرکت دیگه هم رد شدیم  - تا بالاخره به محبوب رسیدیم. یه هواپیمای ای تی آر ۷۲ که مدل توسعه یافته ای تی آر ۴۲ بود. به هر حال سوار شدیم و بعد از کلی هن و هن کردن به سمت باند راندیم. من فکر می کردم طبق معمول برای پرواز باید به باند همیشگی برویم که دیدم خلبان سر خر را کج کرد و رفت به سمت باند پایگاه شکاری!!! یه هواپیمای آنتونف سپاه داشت خودش را آماده پرواز می کرد. پس از پرواز این هواپیمای نظامی خوشگل بود که ما هم برای کامل شدن این داستان وارد باند نظامی شدیم و از آنجا پریدیم. سفر تا ایلام ۱:۳۰ دقیق طول کشید، البته از نظر ایمنی و قدرت مانور هواپیماهای ملخی از هواپیماهای جت امن تر هستند و تنها ایراشان در سرو صدای زیادشان است. به هرحال نمردیم و با هواپیمای ملخی هم پریدیم. فرودگاه ایلام هم یه فرودگاه تازه تاسیس کوچک است که به نظر می رسه مردم اون بیشتر از اینها لیاقت دارن که هواپیمای سریع تر و البته بزرگ تری برای پرواز داشته باشند. تا شنبه ایلام می مانم و برای مسافرت به شهرهای دیگر ایلام با دوستان خوبم برنامه ریختیم.

پی نوشت ۱: هر جای ایران ارزش یک بار دیدن را دارد. تقریبا بیشتر ایران را رفتم و دیدم و البته تا دیدن آنچنانی باید اندکی تامل و تحمل کرد.

پی نوشت ۲: می گن بعضی حرف ها را توی قوطی عطار هم نمی تونی پیدا کنی، اینجا را بخونید تا یکی از این حرف های اینچنین را پیدا کنید، یا زن بگیرید یا اینکه تصفیه حساب کنید...!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 12:9  توسط کریم جعفری  | 

در وبلاگ در امتداد سکوت تا حالا نزدیک به ۴۴۰ ست وجود دارد که در زمینه های متفاوتی نوشته شده است. این پستها که به دلیل شغل من یعنی روزنامه نگاری معمولا دارای وجهه بیشتری در امور سیاسی به خصوص مسایل خاورمیانه است می توان عنوان بیشتری را یافت. موقعیت شغلی ام ایجاب می کند بیش از دیگران در مورد کشورهای عربی بخوانم و بنویسم و سعی کنم آنها را از دریچه ای که خودشان تصویر می کنند معرفی و نقد کنم. در این مورد هم همیشه فحش هایی خورده ام و مشکلات چندی هم برایم به وجود آورده اند اما هیچ گاه به خاطر ایران از رو نرفته ام و نوشته ام. در این مورد برخی از افراد ناآشنا و تقریبا می توانم بگویم - کم عقل - در کامنت آزاد مطالب حرف هایی می نویسند که در قوطی هیچ عطاری یافت نمی شود. بارها هم نوشته ام که من کشورم یعنی ایران با تمام طول و عرض جغرافیایی اش برایم مهمتر از بوشهری است که در آن به دنیا آمده ام و هیچ چیز را با ایران و مردم آن عوض نخواهم کرد. اما این ایران در درون خود چند فاکتور هم دارد که مهمترین این فاکتور که آن را مانند زبان فارسی متمایز کرده، مذهب تشیع است؛ بنابراین کسی حق ندارد به عقاید مردم ایران یا همان اسلام و تشیع هم توهین کند در عین اینکه بر این باورم که باورهای مذهبی امری فردی است و به کسی هم ربطی ندارد که کی نماز می خواند و کی روزه می گیرد و ... کسی در قبر کسی نمی خوابد. با این توصیفات است که در رصدهای روزانه ام از مطبوعات عرب گوشه های از غرض ورزی های آنها را می نویسم. این مطبوعات که به حساب قشر فهمیده عرب در آن کار می کنند در مطالب خود که بیشتر ناشی از حسادت و فقر و ضعف و ناتوانی آنها در برابر ایران است مطالبی را می نویسند که واقعا باید به که گفت... طارق حمید سردبیر روزنامه الشرق الاوسط که در لندن نشسته و با پول خاندان سعودی می نویسد یکی از این افراد است. او در سی سرمقاله گذشته خود تنها ایران و شیعه و حزب الله را نشانه رفته و به هر بهانه ای سعی می کند نام ایران را ذکر کرده و از ایران انتقاد کند. حالا اگر انتقاد سازنده باشد مشکلی نیست، اما متاسفانه این روزنامه به حساب حرفه ای شده محمل عده ای عقده ای که سر هر موضوعی به ایران و شیعه گیر می دهند. نوشته امروز طارق حمید هم از همین دست نوشته هاست. او که چند هفته ای است حس نوشتنش گل کرده در نوشته امروزش به بهانه مصاحبه ایاد علاوی آمریکایی بی اصل و نسب که خواستار مذاکره اعراب با ایران شده بود نوشته: بله ایران کشور یزرگ و قدرتمندی نیست و اهداف و برنامه هایش هم محدود است و می شود با مذاکرده سرش را زیر آب کرد.... اگر ایران کشور بزرگی نیست چرا تمام عرب ها روی هم کرده و قصد به زیر کشیدنش را دارید، اگر ایران بزرگ نیست چرا دارد پنجه به پنجه آمریکا در عراق و افغانستان می اندازد و افغان شما هم از رفتار ایران - خوب یا بد - درآمده، اصلا اگر ایران قدرتی نبود چگونه در لبنان پشت شما را ماندد جنگ ۸ ساله عراق علیه خود به خاک مالید.... به هر حال این طارق حمید خیلی آدم عوضی و عقده ای است اگر عربی بلد هستید می توانید مطالبش را در اینجا بخوانید. جالب آنکه خوانندگان وی هم در کامنت های خود حسابی او را مورد حمله و عتاب قرار می دهند.

اما در ادامه طرح های سعودی ها علیه ایران و تشیع روز گذشته ۲۲ تن از علمای وهابی عربستان در بیانیه ای مشترک شیعیان را خطرناک تر از اسراییل برشمرده اند و خواستار جلوگیری از اقدامات آن شده اند. در این بیانیه که اکثر سایت های عربی و روزنامه های آنها آن را منتشر کرده اند، هدف اسراییل از به دست گرفتن سلاح مبارزه با اسراییل نیست، بلکه هدف آن مبارزه با اهل سنت است!!! آخه آدم به کی بگه؟ هم پول شما بیشتر است و هم جمعیت شما.. شیعیان کی آمدند و گفتند که سنی ها دشمن ما هستند؟ نه هر چی آتیشه از زیر سر این وهابی های بی همه چیز بلند می شه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 11:33  توسط کریم جعفری  | 

بحران لبنان پس از 20 ماه كشمكش بالا‌خره با دو فرماني كه دولت سنيوره در مورد سلا‌ح مقاومت و بركناري فرمانده امنيتي فرودگاه بيروت صادر كرد به خيابان‌هاي بيروت كشيده شد و درگيري‌هاي خونيني را ميان افراد مسلح جريان 14 مارس ومخالفان موجب شد كه اين درگيري‌ها پس از تقريبا يك روز با كنترل مخالفان بر بيروت غربي و واگذاري كنترل آن به ارتش لبنان در پايتخت به پايان رسيد. از همان بعدازظهر روز پنجشنبه 19 ارديبهشت‌ماه بود كه شبكه‌هاي خبري به ناگاه دوربين‌هاي خود را به خيابان كورنيش مزرعه در مركز بيروت بردند تا صداي مداوم شليك مسلسل‌هاي سبك دستي را براي تمام مردم جهان مخابره كنند. درگيري‌كه تا ظهر روز بعد با پيروزي مخالفان در بيروت پايان يافته بود دو روز ديگر هم ادامه يافت تا در طرابلس، جبل، شويفات و صيدا هم مخالفان حرف آخر را بزنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 18:16  توسط کریم جعفری  | 

با نگاهم خودم را دنبال می کنم و در آن سوی آبراه بی خیالی ها با تمام سکوت و سکونی که دارم به پایان می رسم. چشم در راه خیالات خود دارم و می دانم که آنچه مرا به سمت خود می کشاند جزر و مد نکاه هایی است که گاهی اوقات از غروب نگاهم دزدیده می شود. ای کاش این روزها بوشهر بودم تا غروب طولانی خورشید را بر فراز خلیج فارس به چشم زیبایی نگاه کنم و خودم را در باور بادهای گرم و شرجی آنجا ببرم. خیالی ندارم که به آن دل خوش کنم... روزها آنقدر طولانی شده اند که انتظار شب شدن از آن نمی رود و خورشید در این روزهاست که خود را از فراز دشت پهناور دشتستان از شرق به غرب می کشد و تا زمانی که صدای موذن بانگ نماز بردارد در آسمان می گردد و دشت را چون گوی سوزان می کند.... نمی دانم، باید تجربه کرده باشی تا آنچه را که می گویم درک کنی.... پشت خانه امان آنجا که خودم را با تمام وجود رها می کنم و تمام خاطرات کودکی و نوجوانی را دوره می کنم.... سیل بند پشت خانه امان که روستا را از گزند سیلاب های ویرانگر نجات می دهد آنقدر بلند است که بر دشت مسلط باشد و تو را با خود تا بازگشت گله ها از چرای روزانه نگه دارد... آنقدر زیباست.... یک ماه دیگر خارک را می توان از نخل ها چید.....

پی نوشت: از دیشب تا الآن آسمان تهران دیوانه شده است... باد و باران با هم همه چیز را یکی کرده اند.. در این میان رعد و برق ها هم همراهیشان می کند تا خالی از لطف نباشد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 9:42  توسط کریم جعفری  | 

اگر به اندازه ای که عرب ها به ایران در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس گیر داده بودند و در این مورد علیه ایران بیانیه صادر کرده بودند و پول خرج کرده بودند، به اسرایل گیر داده بودند، تا حالا صدبار فلسطین آزاد شده بود. من نمی دانم این اماراتی ها چی دارند که اینقدر منم منم می کنند، بابا جان اینجا ایران است و نه کشوری مثل خودتان. ما توانستیم علیرغم تمام حمایت های شما از صدام عفلقی و با وجود تحریم هایی که بودیم پوزه نداشته اتان را به خاک بمالیم، حالا مدعی جزایر ایرانی می شوید...؟ بدبخت ها فقط در خواب ببینید پنبه دانه. حالا کارتان به جایی رسیده که ایران را به اسراییل تشبیه می کنید و می گویید که ایران و اسراییل مانند هم و اشغالگر هستند.... این خبر را شبکه خبری العربیه منتشر کرده است و در آن به قول معاون وزیر امورخارجه امارات گفته که ایران مانند اسراییل که فلسطین را اشغال کرده جزایر سه گانه اشغال کرده است... این لقب جدید هنگامی به ایران اعطا شد که ایران درخواست امارات از روسیه برای میانجی گری میان این کشور و ایران را در مورد آنچه که اختلاف بر سر سه جزیره ایرانی می خواندند، رد کرده بود. به هر حال باز هم از ما نصیحت: اگر به پوز سگ بوی خورش خورده بداند که گوشت خودش را بار گذاشته اند... حالا اگر اماراتی ها بوی جنگ به دماغشان خورده باید بدانند دیگ عزای خودشان است که دارد می جوشد....

پی نوشت: یه خورده تند نوشتم... اما ایران این جور گنده گویی ها را بر نمی تابد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 15:50  توسط کریم جعفری  | 

اینکه بگویم چگونه توانستم خالد مشعل را ببینم و با او مصاحبه ای چند دقیقه ای داشته باشم، باشد بعد. روزنامه که آمدم سریع حجت سپهوند را برداشتم و در حالی که امروز نیما هم نیامده بود، به سمت دفتر حماس در تهران راه افتادم. گفته بودند ساعت ۴ قرار داشتیم که تا ۶ معطل شدیم. خبرنگاران دیگری هم آمده بودند. به خصوص خبرنکار فارس که خیلی قمپز در می کرد و ادعاش می شد. فکر می کرد در فارس کار می کنه دیگه آخرشه. به هر حال آقای مشعل آمدند و من اولین خبرنگاری بودم که چهار سوال را پرسیدم و شیخی را دادم دمش و آمدم روزنامه. مصاحبه را به صورت گزارش یا در ادامه مطلب بخوانید و یا در ادامه مطلب.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 2:12  توسط کریم جعفری  | 

شاید در خبرها شنیده باشید که سوریه و اسراییل با وساطت ترکیه در حال مذاکره برای پایان دادن به تنش های ۶۰ ساله خود هستند. این گفت و گوها که ۶ ماهی است شروع شده یک هفته ای است که به صورت رسمی اعلام شده است تا به این ترتیب بتواند این دو رژیم را از زیر فشارهای موجود بیرون بیاورد. ترکیه هم که به قول بعضی ها نه یم دولت اسلامگرا بلکه یک دولت خاص شبه اسلامگرا فعلا در آن سر کار است هم واسطه خیر شده!!! به نظر من این مذاکرات راه به جایی نخواهد برد و از این رو است که باید منتظر روزها و شاید ماه های آینده ماند و دید و شنید که این مذاکرات مانند مذاکرات سال ۲۰۰۰ به بن بست رسیده است و دو طرف برگشته اند سر خانه اول. در مورد این مذاکرات نمی خواستم مطلبی بنویسم اما وقتی یکی دو نفر از دوستان خواستند این کار را کردم. به هر حال ماجرای مهمی است و یک طرف ماجرا هم ایران و منافع ایران وجود دارد. باید منتظر بود. یادداشت امروزم در روزنامه را می توانید در اینجا و یا در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 11:47  توسط کریم جعفری  | 

روز گذشته یکی از ناممکن های سیاست اتفاق افتاد و لبنانی ها که کسی فکر نمی کرد به این سادگی به آشتی برسند به این مهم توفیق یافتند و از این رو باید گفت آنها شرایط خود را خیلی خوب درک کرده بودند. اما در این میان تفسیرهای گوناگونی در مورد این توافق صورت می گیرد. به نظر من این توافق با پیروزی کامل حزب الله و مخالفان به پایان رسید چرا که به گفته نماینده آنها در تهران مخالفان به تمام خواسته های خود رسیدند. اما در این میان باید به اظهارات علیرضا نوری زاده در صدای آمریکا اشاره کنم که در مورد تحولات اخیر لبنان واقعا تاسف انگیز بود. به گونه ای تحولات را تفسیر می کرد که انگار مخالفان بازنده شده اند و اکثریت برده اند. من واقعا برای چنین آدمی متاسفم که از روی کینه و عناد و دشمنی دارد تفسیر می کند. بعضی اوقات حرف هایی می زند که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود. باز هم خدا پدر محسن سازگارا را بیامرزد که یک کلمه حرف حساب سرش می شود.... رادیوی آمریکا هم که در حد یک رادیوی گروهکی تنزیل رتبه داده و با هر کس و ناکسی مصاحبه می کند، آقایان چند تا آدم را پیدا کرده اند تا برای آنها در این مورد تفسیر دلخواه ارائه دهند.... دیگر بقیه بماند. اسراییل و سوریه هم بالاخره از مذاکرات غیر مستقیم خود در استانبول پرده برداشتند. این هم از اعجاز دنیای سیاست است که برای فرار از مشکلات بی شمار دو طرف دارند مذاکره می کنند... اینها اصلا اهل صلح نیستند و اسراییلی ها هم عمراُ جولان را پس دهند. باید منتظر بود و دید.

پی نوشت: فردا روز آزاد سازی خرمشهر همیشه قهرمان است که به دست دلیرمردان ایرانی به آغوش پر مهر وطن بازگشت. در این مورد هم مطلبی در روزنامه نوشتم که می توانید در ادامه آن را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 10:43  توسط کریم جعفری  |