فرقی ندارد کی بنویسی مهم اینه که حس نوشتن داشته باشی. این روزها که می گذرند خیلی سخت است. امروز دوستی می گفت فکر کن رفته ای مرخصی اما چگونه می شود کلاه سر خودم بگذارم. این روزها خیلی تند نمی گذرند و بر حسب اتفاق خیلی هم کند رو شده اند. از امشب ماه رمضان هم شروع می شود. چهار سال گذشته را افطاری میهمان روزنامه بودیم و امسال تا ببینیم که چگونه می گذرد. رمضان امسال را باید در خانه باشم و با خیال خودم افطار کنم. گرمای روزها به همراه بلندی شان ناخودآگاه گرمای بوشهر را در وجودم متبلور میکند. باید منتظر روزهای آینده بود که ایران و ایرانی در رهگذر خود تجربه کرده اند. ما ایرانی ها همیشه چشم در آینده داشته ایم همیشه یک جای کارمان می لنگید و ای کاش یکی بود که حافظه تاریخی ما را به یادمان می آورد تا درس عبرت بگیریم و نمی دانم چرا همیشه راه را به اشتباه می رویم. تعطیلی روزنامه هم یکی از همین تجربه هاست. یادش بخیر، تازه به همراه خدابیامرز مهران و آرمن نرسسیان آمده بودیم روزنامه. آرمن می گفت اینجا هم برای دو سه ماه خوب است، آرمن شش ماه بعد رفت و ما سه سال بعد از او همچنان کار را ادامه دادیم تا امروز در آخرین بزنگاه درست سه سال پس از رفتن آرمن روزنامه هم تعطیل شد. امروز جمعه بود و اولین جمعه ای که در طول چهار سال گذشته می باست خانه می ماندم اما دلم نکشید و زدم بیرون، موقعی که چشم وا کردم خودم را در مقابل روزنامه دیدم. تک و تنها نشستم و اندکی خاطره هام و دوره کردم... این روزها نیز می گذرند. باشد تا چنین باشد.
به اینکه چند روزی را روزنامه نباشم از خیلی وقت پیش عادت کرده ام، اما اینکه هیچ وقت روزنامه نباشد، خیلی سخت است. بوده که تا یک ماه هم روزنامه نیامده ام اما اینکه در ورای آن مطمئن بودم روزنامه باز است، خود جای شکر داشت. عادت به اینکه تمام بعد از ظهرهای جمعه را به روزنامه بروم و تا بعد از اذان مغرب بمانم خود حدیث مفصلی است که گفتن آن در این چند سطر نمی گنجد... بچه ها به چشم زدنی هم پراکنده شدند و تنها تماس تلفنی است که ما را به هم پیوند می دهد. تعطیل کردن یک روزنامه شاید برای دولت و نظام راحت باشد اما هزینه های سنگینی دارد که تا نباشی و نبینی و درک نکنی بسیار سخت است. ای کاش می فهمیدند که روزنامه نگار وقتی شغلش را ازش می گرفتند چکار می کند... بچه ها به شدت نگران هستند نگران از اینکه در این مملکت تا کی باید همینطور روزنامه تعطیل کرد و راه به جایی نبرد و کسی هم نباشد که از این جماعت بیکار شده حمایت کند...
سال های سال است این روز از ماه گرم را گرامی می دارم. آخر ماه اسد است و خیال بلند آفتاب بر بلندای دشت پهناور دشتستان خودنمایی می کند و ما را به هم مشغول می دارد. هر چند گذر عمر بسیاری از بهانه ها را از یاد آدم می برد اما نمی دانم چرا این یک بهانه از یاد من نمی رود و سال به سال می شمارم تا روزی مانند امروز برسد و دو سه خط بنویسم که یادم مانده است. هر چند دل و دماغ چندانی ندارم اما این حس آنقدر قوی است که وادارم کند چند کلمه ای را به رسم یادگاری بر این صفحه مجازی بنویسم و خودم را در بلندای افق به نظاره بنشینم. این روزها خواهند گذشت و ما همچنان در آرزویی مانده ایم و این نیز خواهد گذشت...
بامداد امروز ساعت ۳ بود که شنیدم روزنامه توقیف موقت شده، تا صبح خوابم نبرد زود اومدیم سر کار تا بلکه بتونیم روزنامه رو زودتر جمع و جور کنیم. می گفتن توقیف یک روزه بوده و تو نگو که از ترس جمع شدن مردم بوده که دست به این حقه کثیف زده اند. صفحه رو بستم و اومدم بالا، هنوز به تحریریه نرسیده بودم که گفتند مرتضوی گفته روزنامه در نیاد، دل آقایون شاد و خنک. روزنامه رو تخته کردن و معلوم شد که دامنه تحملشون چه اندازه است.... خوش باشن و مردم از این به بعد برن کیهان حسین شریعتمداری رو بخونن که به صدقه سری فروش اجباری آن به ارگان های دولتی صفحه دومش خونده می شه... داشتم به بچه ها می گفتم نمی ذارن به شماره ۱۰۰۰ برسیم و همینطور هم شد... حالا دارد می گذرد... یادش بخیر هفته نامه توفیق، بعد از اینکه تعطیل شد، تیتر زدند توفیق تو قیف شد و امروز ما بعد از این همه بالا و پایین تو قیف شدیم تا صدا و سیمای ضرغامی و دولت مهرورز احمدی نژاد بتونن راه خودشون رو بهتر ادامه بدن... مزاحم ما بودیم... از این به بعد هم واقعا نمی دونم چکار باید کنیم... من که دانشجو و نویسنده هستم و چهار سال از عمرم را تو این روزنامه گذروندم حالا باید یه فکر اساسی واسه خودم کنم... خدا به داد بچه ها برسه.
روز سهشنبه برخي از منابع امنيتي کويتي اعلام کردند که کاميوني را کشف کردهاند که گروه تروريستي القاعده با استفاده از آن قصد داشته تا پايگاه نظاميان آمريکايي در اين کشور در عريفجان در نزديکي مرز عربستان را هدف قرار دهد. آنچه که از گزارش امنيتي مربوطه برميآيد، علاوه بر اين پايگاه قرار بر آن بوده است تا به برخي از اماکن امنيتي دولتي کويت نيز حمله شود تا پس از حملات 11 سپتامبر و در آستانه اين حملات بار ديگر القاعده ثابت کند تحليلهاي اطلاعاتي آمريکاييها مبني بر ضعف ساختار عملياتي اين گروه اشتباه است و اين گروهک عملا توانايي طراحي و انجام عملياتهاي اينچنيني را دارد.
بر اساس اخبار منتشر شده آنچه که در اين عمليات تروريستي در حال انجام بود، بر مبناي طرح حمله به پايگاه نظاميان آمريکايي در الخبر عربستان در سال 1996 بود. در آن حمله نيز از کاميوني پر از بمب استفاده شد که از يمن وارد عربستان شده بود و در اين عمليات خونين مورد استفاده قرار گرفت. بررسي اين نکته که چرا بايد کويت در اين بحبوحه هدف حمله القاعده قرار گيرد، امر بسيار واضحي است. کشورهاي عرب حاشيه جنوبي خليجفارس از آنجا که ماهيت دولت – ملتي نداشته و همواره دچار تعارضات شديد درون قدرتي و تهديد از طرف هم هستند، در طول قرن گذشته تاکنون هميشه ميزبان نيرويي خارجي بودهاند که اين نيروها با استفاده از منابع ملي اين کشورها، به بهانه حفظ امنيت«عرض خود ميبرند و زحمت ديگران» ميدارند. القاعده نيز که منافع آمريکا را به عنوان دشمن اصلي خود هدف قرار ميدهد، حضور نظاميان آمريکايي در اين کشور را بهترين مکان براي انجام حملات خود ارزيابي ميکند. نکته ديگر به حضور گسترده شهروندان اين کشورها در القاعده بازميگردد که در اين ميان کويتيها جايگاه خاصي دارند. سليمان بوغيث مهمترين اين افراد است که سالهاست سمت سخنگويي اسامهبنلادن را بر عهده دارد و بارها همراه با او در نوارهاي ويدئويي ظاهر شده است. کويتيها در دهه 90 به شدت به سمت عضويت در القاعده گرايش پيدا کردند که اين مساله پس از حمله آمريکا به عراق شديدتر شد و بسياري از اين افراد تحت لواي القاعده عراق در حملات انتحاري جان خود را از دست دادند. نکته مهم اما در اين رابطه به فعال شدن مجدد اين سازمان تروريستي برميگردد.
در حالي که آمريکاييها در ارتفاعات سر به فلک کشيده شمال پاکستان دنبال رد پاي اسامهبنلادن و ديگر رهبران اين گروه است، در طول چند سال گذشته و در مرحلهاي انتقالي بسياري از اعضاي آن به يمن منتقل شده و عملا بار ديگر اين کشور را به عنوان پايگاه خود در شبه جزيره عربستان انتخاب کردند. از همين محل بود که در سال گذشته طرح حمله به مجموعه نفتي راهبردي و حساس بقيق عربستان کشف و پس از آن دولت سعودي اعلام کرد بيش از 700 نفر از اعضاي اين گروهک را دستگير کرده که رقم بسيار بالايي است. به هر حال آنچه مهم مينمايد، القاعده به صورت اساسي خود را بازسازي کرده است، پولهايي که برخي از سرمايهداران عرب از روي اعتقاد يا ترس در اختيار اين گروه قرار ميدهند به همراه باجگيري اين گروه از کشورهاي ثروتمند عرب حاشيه خليجفارس پايههاي مالي اين گروه را تقويت کرده و با خيمه زدن در يمن در تلاش است تا سومالي را هم به عنوان دولت تحت حمايت خود به دست آورد. انتقال ميدان نبرد القاعده به خاورميانه نفتي در ميان کشمکشهاي بيپايان منطقهاي، زنگ خطر را براي سران کاخ سفيد و همپيمانان عرب آن به صدا درآورده است تا به چالش دهه آينده و پيش روي خود فکر کنند. نوع و ميزان مواد منفجره و به همراه طراحي دقيق اين حمله نشاندهنده آن است که القاعده به روزهاي اوج خود نزديك شده و ميتواند خطرات عمدهاي براي منافع آمريکا و غرب در منطقه ايجاد کند.
تحولات اخير در منطقه به سمتي ميرود كه نشانههاي چندي از آن ديده ميشود. نشانههايي كه نشان دهد به زودي شاهد برخوردهايي در منطقه خواهيم بود. هر چند درگيريها در منطقه بحرانزده خاورميانه ادامه دارد و اين منطقه هر روز آبستن حادثهاي است. اما آنچه طي چند هفته گذشته در مرزهاي لبنان با فلسطين مي گذرد، از جنس ديگري است. هرچند روز گذشته نبيهبري رئيس مجلس لبنان به روزنامه السفير گفت براساس برداشت شخصياش فكر نميكند كه در سال 2009 اسرائيل حملهاي به لبنان كند، با اين وجود بايد اين آمادگي را داشته باشيم كه به مقابله با هر طرح حملهاي بپردازيم. اما خلاف گفته بري سيدهاشم صفيالدين جانشين دبيركل حزبالله در سخناني كه روزنامه الاخبار آن را منتشر كرد به سران رژيم صهيونيستي هشدار داد هرگونه حمله به لبنان پاسخ سخت مقاومت را در پي خواهد داشت. صفيالدين آنچه را كه در جنگ تابستان 2006 روي داد يك بازي كودكانه خواند و تهديد كرد مقاومت اسلامي لبنان از آمادگي بالايي براي پاسخگويي به تهديدات رژيم صهيونيستي برخوردار است. دامنه تهديدهايي كه هر روز عليه لبنان از زبان مقامات رژيم صهيونيستي صورت گيرد اين نكته را تقويت ميكند كه حتما برنامهاي وجود دارد كه بر دامنه تهديدات دامنهدار سران افراطي و تندرو و رژيم اسرائيل افزوده شده است.
روز يكشنبه داني ايالون معاون وزير جنگ اين رژيم حزبالله را تهديد كرد كه مورد حمله اسرائيل قرار خواهد گرفت و روز گذشته نيز نخستوزير اين رژيم دولت لبنان را مسوول هرگونه حادثه در مرزهاي مشترك با فلسطين اشغالي برشمرد. در هفته گذشته اويگدور ليبرمن وزير خارجه راستگراي اسرائيل به روستاي الفجر آمد، پس از وي ايهود باراك وزيرجنگ سفري مخفيانه به مرزهاي شمالي فلسطين اشغالي داشت كه در پي آن تاكيد كرد اسرائيل از تمام توانش براي حمله به لبنان در جنگ آتي بهره خواهد گرفت. اين تهديدات به همراه افزايش توان نظامي اين رژيم در مرزهاي مشترك با لبنان، حركت روزانه واحدهاي زرهي و پياده اين رژيم به مرز و عدم عقبنشيني از اين مناطق همه و همه اوضاع مناسبي را نشان نميدهند. شكست خفتبار اسرائيل در جنگ 33روز همواره ذهنيت انتقام را نزد سران اين رژيم زنده نگه داشته است. آنها در تابستان 2006 براي انتقام از شكست سال 2000 از مقاومت اسلامي لبنان و نابودي حزبالله به لبنان حمله كردند و اكنون ميخواهند انتقام دو شكست را يكجا بگيرند. بهانه اين جنگ نيز خواهي نخواهي پيدا ميشود. دبير كل حزبالله لبنان در فوريه سال 2008 و پس از ترور فرمانده مقاومت اسلامي، حاج عماد مغنيه، به دست سرويسهاي امنيتي اين رژيم هشدار داده بود كه انتقام اين ترور را از رژيم صهيونيستي خواهد گرفت. تجربه نشان داده هر حرفي كه سيدحسن نصرالله بر زبان ميراند، آن را عملي ميكند؛ پس بايد منتظر انتقام حزبالله از اسرائيل نشست تا در سايه اين انتقام كه بايد سنگين هم باشد، سران اين رژيم در دام حماقت افتاده و بار ديگر خود را با لبنان و مقاومت اسلامي اين كشور درگير كنند.
در تابستان 1982 ترور موسي آرگوف سفير رژيم صهيونيستي در لندن توسط گروههاي مقاومت فلسطيني باعث حمله اين رژيم به لبنان شد، در تابستان 2006 اقدام مقاومت در به اسارت درآوردن دو نظامي اسرائيلي، جنگ 33 روزه را رقم زد و حال بايد منتظر بود حمله انتقامي حزبالله بهانه به دست اسرائيل ميدهد و بار ديگر شانس خود را در برابر مقاومت اسلامي با انگيزه لبنان براي پيروزي بيازمايد؟ سخنان داني ايالون معاون وزيرجنگ اين رژيم در مورد حمله به حزبالله پس از آن صورت گرفت كه برخي از منابع خبري از طرح ترور سفير رژيم صهيونيستي در مصر پرده برداشتند، چندي قبل نيز رژيم حاكم در باكو از طرح حمله به سفارت رژيم صهيونيستي در اين شهر خبر داد. آنچه مشخص است حزبالله لبنان در تصميم خود براي گرفتن انتقام خون فرمانده شهيدش مصمم است و اين تصميم در ماههاي اخير وارد مرحلهاي تازه شده است و از اين روست كه تهديدهاي رژيم صهيونيستي همه وارد مرحلهاي تازه شده است. بايد منتظر روز حادثه ماند.
هفته گذشته برخي از رسانههاي منطقهاي خبري را منتشر كردند كه براساس آن گروهي از افسران بلندپايه ارتش اميرنشين قطر با همكاري و همدستي گروهي از اعضاي خاندان حكومتي قصد كودتا عليه شيخ حمدبنخليفه امير فعلي را داشتهاند. آنچه كه از اين حادثه برآمد طرح كودتا كشف و عوامل آن دستگير شدند. هرچند خبرگزاري رسمي قطر و رسانههاي عمومي اين كشور حاضر نشدند خبري را در اين مورد منتشر كرده يا به آن بپردازند، اما آنچه از شرايط برميآيد، انجام اين كودتا صحت داشته و چون كشف شده خبري چنداني هم به بيرون درز نكرد. عموما در كشورهاي عربي، موضوعي به نام كودتا بسيار پيش ميآيد تا جايي كه امير فعلي قطر نيز خود از راه كودتاي آرام عليه پدرش در سال 1995 به قدرت رسيد. هرساله گزارشهايي مبني بر كشف دوجين كودتا عليه خاندانهاي عرب و حكومتي عرب منتشر ميشود كه بايد گفت دو برابر اين نيز اطلاعرساني نميشود. در مورد كودتاي قطر و عوامل و بانيان آن نكات چندي را ميتوان مطرح كرد كه برخي از آنها ناشي از عوامل داخلي است و برخي ديگر هم ناشي از عوامل بيروني است كه دومي بسيار از اولي تاثير بيشتري دارد. در مورد عوامل داخلي بايد به رفتارهاي سياسي امير قطر اشاره كرد. درآمد سرشاري كه اين كشور طي سالهاي گذشته از طريق صادرات گاز و نفت به دست آورده از آن كشوري ثروتمند ساخته كه با درآمد ساليانه 45 هزار دلاري بزرگترين درآمد سرانه را در ميان كشورهاي جهان داراست. اين ثروت هنگفت، چشم برخي از عوامل داخلي را براي دسترسي به آن تنگ كرده تا بلكه با كودتا بتوانند بر اين ثروت اضافه دست يابند. آزادي نسبي كه امير قطر براي شهروندان اين كشور فراهم كرده است، آنها را از تعقيب سيستمهاي امنيتي فارغ كرده تا آنها بتوانند دست به چنين توطئهاي بزنند. در مورد عوامل خارجي هم ميتوان به نكات ذيل اشاره كرد كه باعث شد برخي از طرفها به كودتا عليه امير اين كشور دست بزنند.
1- نحوه تعامل قطر با برخي از كشورهاي منطقه از جمله ايران، سوريه و ارتباط آن با گروههاي مقاومت چون حزبالله لبنان و حماس. قطر به آمريكاييها اطلاع كرده بود كه به هيچعنوان اجازه استفاده از پايگاه العديد را عليه ايران ندارند. نقشآفريني اين كشور در تعامل با بحران لبنان نيز به مذاق برخي از كشورها خوش نيامد.
2- عربستان به عنوان تاثيرگذارترين كشور عربي در بحث مذاكره چندان دل خوشي از مناسبات ديپلماتيك قطر نداشت كه اوج آن را ميتوان به تعامل قطر در بحران جنگ 22 روزه ديد كه عملا با تحريم سران اين كشور مطرح شد. عربستانيها همچنين اختلافات مرزي با قطر داشته و از شبكه الجزيره به شدت متنفر هستند. از همين روست كه شاهزاده بندربن سلطان، رئيس شوراي عالي امنيت ملي اين كشور با هزينه بسيار و با استفاده از رابطهاي آمريكايي خود در قطر طرح كودتا در اين كشور را ريخت. به گفته منابع آگاه افسران آمريكايي حاضر در قطر در ديدار با همتايان قطري خود آنها را ترغيب به مشاركت در اين كودتا كرده بودند.
3- شبكه الجزيره با فعاليتهاي خود در سطح منطقه به خصوص كشورهاي عربي، دشمنان زيادي براي سران قطر تدارك ديده است تا جايي كه در كنفرانس وزراي خارجه اتحاديه عرب كه بهار امسال در قاهره برگزار شده و طرحي مبني بر محدودكردن فعاليت اين رسانه نيز آمده بود كه پيشنهادكننده آن عربستان و مصر بودند. اين طرح با مخالفت شديد قطريها مواجه شده راه به جايي نبرد.
4- هر چند قطر تنها كشور عضو شوراي همكاري است كه رسما روابطي را با رژيم صهيونيستي برقرار كرد و ديدارهايي نيز ميان سران دوحه و تلآويو صورت گرفت، اما تصميم قطر مبني بر قطع روابط تجاري خود با اسرائيل و تعطيلي دفتر تجاري اين رژيم در دوحه به همراه فعاليتهاي شبكه الجزيره عليه رژيم صهيونيستي، اسرائيل را نيز وارد جرگه مخالفان امير قطر كرد تا اين رژيم نيز در طرح كودتا مشاركت داشته باشند.
آنچه از گفتار بالا به صورت خلاصه برميآيد مجموعهاي از عوامل داخلي و خارجي دست به دست هم دادند تا قطر را از عرصه سياسي و اقتصادي به زير بكشند كه در اين ميان نقش عربستان سعودي بيش از همه بود. با شكستطرحهاي بندربن سلطان در عربستان طرحهاي منطقهاي وي نيز يكي پس از ديگري شكست خورد. به گفته منابع مطلع كشف كودتا در قطر، حمله پليس عراق به پايگاه اشرف در شمال بغداد و جدايي وليد جنبلاط از جريان 14 مارس در لبنان ارتباط بسيار نزديكي با ناپديدشدن بندربن سلطان شاهزاده سعودي دارد. به گفته اين منابع امير مقرنبن عبدالعزيز، وزير اطلاعات عربستان با سفرهاي مخفيانه خود به برخي از كشورهاي منطقه طرحهاي بندر را نقش بر آب ميكند. طرح كودتا در قطر نيز توسط وي به اطلاع امير اين كشور رسيده است. به نظر ميرسد عبدالله شاه عربستان تمايل چنداني به برهمخوردن اوضاع در منطقه ندارد.
واقعا به کجا چنین شتابان، باید این سوال را سال ها پیش تر از خودم می پرسیدم تا بتوانم به معنی اش برسم. کجا داریم می رویم و چه انتظاراتی داشتیم. خیال بلند آفتاب ایرانی اکنون در حال غروب کردن است و نگاه پر حرارت ما نیز دارد گرمی اش را از دست می دهد. فعلا که همه چیز خراب شده و انتظار آبادی از این آبادسرا نمی رود و باید دید که تا کی و کجا بی اصل و نسب ها می توانند ریشه بدوانند و ریشه های اصل و نسب دار را خشک کنند. در بوشهر، ما ضرب و المثل و یا به عبارت بهتر تمثیلی داریم که به نظرم در همه ایران زمین قابل مشاهده است و آن هم اینکه بی ریشه و بی اصل و نسب و بی بته وقتی قدرت گرفت همه را به نابودی می کشاند و به عبارت بهتر خدا نکند گدا معتبر شود و حالا همه دیدیم که معتبر شد و از خدا بی خبر شد. در فرهنگ ما بوشهری ها عادت های عجیبی است و یکی از آنها به این مساله باز می گردد که باید آدم خانواده دار را در راس مسولیت قرار داد و به او تکیه کرد و حالا که.... بهتر است حرفی بیشتر از این نزنم و غصه بخورم که داریم به کدام سمت می رویم و باید در کجا خودمان را پیدا کنیم. تفکرهای خراب و منحط که به یمن مردان دینی نابود شده بودند اکنون دوباره باز در حال سر درآوردن هستند و خدا داند که چه بلایی را سر ما درآورد.... خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند...
این خبر را از خبرگزاری فارس بخوانید. آقای سعید حسامی مدیرعامل تازه منصوب شده ایرلاین دولتی هما گفته است که این ایرلاین ۴۰۰ هواپیمای مسافربری خریداری کرده که در حال ورود به کشور هستند. این مدیرعامل تازه منصوب شده دولتی که باید از همین الان منتظر خبرهای داغ در حوزه مدیریتش بود یا نمی داند هواپیمای مسافربری چیست و یا اینکه نمی داند ۴۰۰ چه عدد بزرگی است. سال های سال است که به عنوان یک مسافر دایم ایرلاین های داخلی از هواپیما استفاده می کنم و خودم هم فکر می کنم که آن اندازه در مورد مسایل هوایی خوانده باشم که بدانم هواپیمای مسافربری چیست و کسی نتواند به این سادگی دروغی در این حد و اندازه بدهد. آخه بنده خدا هنوز چیزی نشده از رقم خرید ۴۰۰ هواپیما سخن رانده ای؟ در حال حاضر ایران ایر به عنوان بزرگ ترین ایرلاین داخلی فقط ۴۵ هواپیما دارد و فکر نکنم تمام ایرلاین های داخلی روی هم رفته ۲۰۰ هواپیما داشته باشند حالا چطور است که شما می خواهید ۴۰۰ هواپیما بخرید؟ فکر قیمتش را کرده اید؟ هر هواپیما اگر ۵۰ میلیون دلار هم قیمت داشته باشد، چیزی حدود ۲۰ میلیارد دلار پولش می شود. بنده فکر می کنم که من خودم خر نیستم که کسی بخواهد اینگونه مرا غافل کند و کسی که این خبر را می دهد خر خودش است که ملت را خر فرض کرده وگرنه آدم بیسواد هم می داند این تعداد هواپیما در کل خاورمیانه هم وجود ندارد و در صورت دو سورتی پرواز در هر روز یعنی رقم ۸۰۰ پرواز می توان ۲۵۰هزار نفر را جابجا کرد.... به هر حال آقای حسامی که به جای کاپیتان خانلری آمده و قبلا مسول امنیتی هما بوده، همین اولش گند زنده و خدا آخر و عاقبتش را هم به خیر کند.... راستی در میان هواپیماهایی که وی برای خرید عنوان کرده می توان توپولف ۱۵۴ را هم دید، درست از همان نوعی که دو هفته پیش جان ۱۶۸ مسافر خود را در قزوین گرفت...
چهارسال و چندماه از مرگ ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطينيها ميگذرد و هنوز هم سوالهاي متعددي در مورد چگونگي مرگ وي وجود دارد. اينكه عرفات در انتفاضه دوم مسجدالاقصي در مقرش واقع در شهر اشغالي رامالله در محاصره ارتش رژيم صهيونيستي بود و در ادامه همين محاصره نيز بيمار و براي درمان راهي بيمارستان متعلق به ارتش فرانسه در حومه پاريس شد جزو شواهد عيان از مرگ وي است. در روزهاي پس از مرگش همه بر اين باور بودند كه سازمان جاسوسي ارتش رژيم صهيونيسم او را مسموم كرده و مرگ تدريجي را برايش رقم زدهاند. سها همسر ابوعمار اما پس از مرگ وي حاضر نشد نتايج كالبدشكافي وي را در اختيار رسانهها قرار دهد و اين مهم همچنان به عنوان رازي نزد سها مانده است.
اما راز مرگ چريك پير چيست؟ اينكه پس از گذشته حدود پنج سال از مرگ وي بار ديگر داستان مرگ او بر سر زبانها افتاده است و عملا جبهه داخلي فلسطينيها را دچار سردرگمي شديدي كرده است، به چه دليل است. هفته گذشته بود كه فاروق قدومي از سياسيون برجسته فلسطيني و رئيس دايره سياسي سازمان آزاديبخش فلسطين در اظهاراتي در امان پايتخت اردن بار ديگر زخم كهنه را باز كرد او نكتهاي را بار ديگر گفت كه پيش از اين برخي از آگاهان مسائل فلسطين آن را فاش كرده بودند،
ادامه مطلب

