توافق هستهای سر سفره هفتسین
بر اساس اسناد موجود، تیمورتاش برای رسیدن به نتیجه، تلاش بسیاری کرد و در صورت انتشار کامل اسناد آن میتوان به تعهد او برای حفظ حقوق ایران و گرفتن امتیاز بیشتر از انگلیسیها پی برد. متاسفانه ترس رضاشاه از انگلیسیها و تحریک صورت گرفته توسط سفارت لندن در تهران باعث شد تا وزیر دربار کشته شود و قرارداد دارسی هم به بدترین وضع، تمدید شود.
اما مرحله سوم این مذاکرات در دوره مرحوم دکتر مصدق صورت گرفت، باز هم برای احقاق حقوق ملت ایران. دورهای پر فراز و نشیت که قبل و بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران ادامه داشت و منجر به کودتای 28 مرداد 1332 شد. پس از آن، مذاکرات نفسگیر و 10 ساله هستهای ایران با کشورهای اروپایی و سپس گروهی که به 1+5 موسوم شد، بدون شک در تاریخ ایران به عنوان نقطه مهم و سرنوشتسازی به ثبت خواهد رسید.
این مذاکرات که از دولت اصلاحات شروع شده بود، در دولت مهرورز با چند قطعنامه رنگارنگ شورای امنیت سازمان ملل متحد به دولت تدبیر و امید رسید، هر چند در همان دوره برگزاری انتخابات یازدهم، آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که ایرانیها را نمیشود از راه تحریم و تهدید به زانو در آورد و با یک تغییر راهبردی به مسیر مذاکره و دیپلماسی تن دادند، اما این سوال از همان روزی که مکالمه تلفنی حسن روحانی و باراک اوباما در نیویورک برقرار شد، به وجود آمد که این مذاکرات کی به نتیجه میرسد؟
دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی از آن زمان تاکنون دهها دور با هم مذاکره کردهاند و هزاران ساعت گفتوگوی دیپلماتیک در شهرهای مختلف جهان داشتهاند، انگار نه انگار که ایران و و آمریکا در طول 35 سال گذشته، با هم اختلاف داشتهاند. محمدجواد ظریف و تیم کارکشته هستهای که به همراه داشت در طول یک سال و نیم گذشته فشردهترین مذاکرات دیپلماتیک را با طرف آمریکایی و اروپایی برگزار کردند.
ظریف و تیم دیپلماتیک ایران، در طول این دوره موفق شدند نه تنها نظر رهبر انقلاب را به خود جلب کنند، بلکه مردم ایران را نیز به نتیجه این مذاکرات جلب و جذب کنند. چانهزنیهای دیپلماتیک ایرانیها نشان داد که آنها در طول یک قرن گذشته و در چالش با دیپلماتهای غربی آن اندار کارکشته شدهاند که بتوانند حق و حقوق ملت ایران را بگیرند، درست مانند ملی شدن صنعت نفت.
در این میان به نظر میرسد که مذاکرات هستهای به مراحل آخر خود رسیده باشد، شاید در آستانه عید نوروز شاهد خبرهای خوبی در این زمینه باشیم. آنچه از رویدادهای چند هفته گذشته بهخصوص روزهای گذشته بر میآید روایت دیگری از نزدیک بودن توافق دارد. پهن شدن سفره هفتسین توسط رئیس جمهور آمریکا، اینّبار پیامهای دیگری دارد. او این اقدام را شاید زودتر از خیلی از ایرانیها انجام داده باشد، انتشار گسترده تصاویر این سفره و همچنین برخی رویدادهای پیش از آن مانند بیتوجهی به حضور نخستوزیر رژیم صهیونیستی در کنگره، این وعده را میدهد که در نوروز شاید شاهد خبر خوبی باشیم. چنین سفرهای در وزارت امورخارجه آمریکا هم چیده شد تا جان کری با شادمانی در کنار آن عکس یادگاری بگیرد.
نکته مهم اما در این سفرهها برجسته شدن شاهنامه فردوسی به عنوان نماد غرور ایرانیها باشد که خود نشان میدهد سران آمریکا اینبار نوروز را از دریچه نگاه ایرانیها دیدهاند و نه به عنوان یک سنت منطقهای و فرهنگی در حوزه تاریخ و تمدنی ایران.
سران کاخ سفید در طول چند ماه گذشته به خوبی به ارزش و اهمیت نوروز برای ایرانیها پی بردهاند، در این میان، مقامات ایرانی نیز این اهمیت را به خوبی میدانند. شاید دور نباشد که باز هم سَرِ سفره هفتسین شاهد یک پیروزی تاریخی دیگر برای مردم ایران باشیم. شش دهه پیش محمد مصدق با خلق حماسهای تاریخی، روز پیش از عید را به عنوان یک جشن ملی در تقویم وارد کرد و از امروز تا روز ملی فنآوری هستهای که آن را هم باید جزء روزهای نوروز به حساب بیاوریم، حدود سه هفته زمان داریم، این دو مقطع تاریخهایی هستند که انتظار توافق در آنها میرود.
اوباما در راهبرد کلان کشورش که در سال 2012 اعلام کرد، نگاهش به شرق خواهد بود به خوبی شاهد آن بوده که سیاست کنترل ایران نتیجه معکوس داده است، بنابراین تنها راه ممکن را نزدیکی با ایران و حل و فصل دستکم اختلافات هستهای برای ورود به دنیای دیگری از همکاریها میبیند.
واشنگتن به هیچ عنوان نگران این مساله نیست که دیگر کشورهای منطقه بخواهند به سمت تکنولوژی هستهای یا سلاح هستهای پیش بروند، چرا که نه توان علمی آن را دارند و قدرت تاثیرگذاری در این زمینه، نکته بعد هم آنکه کشورهایی مانند عربستان و ترکیه آناندازه به آمریکا و غرب وابسته هستند که در چارچوبهای تعریفشده موجود که با فشارهای واشنگتن جرات ورود به این حوزه را نیابند.
دیپلماتهای ایرانی به تهران بازگشتهاند تا روز عید را در کنار خانوادهاشان باشند، اما باید دید در کنار سفرههای هفتسین پهن شده در کاخ سفید و وزارت امورخارجه آمریکا چه میگذرد.
پ.ن: این یادداشت- گرازش در روزنامه بامداد جنوب منتشر شده است.
این درخت همپای من قد می کشد و این بهار که بیاید عمر او نیز از شصت افزون خواهد شد و من به گردش هم نخواهم رسید. تا یاد دارم همین شکل و شمایل بوده و هست و به خاطره فراموش نشدنی مردمان روستای خلیفه تبدیل شده است. در این میان است که دلم می گیرد با هر بار نگاه کردنش و با هر بار دیدنش. سیرابم می کند این معنای سبز طبیعت و این خیال آفتابی جنوب. دوستش دارم با تمام وجود.